:: پنجشنبه 23 مرداد 1399
   

Enter Title

باران خواهی در ایران

یا

افسانه باران


حمید رضا خزاعی


کتاب «افسانه ی باران یا باران خواهی در ایران»در تابستان 1394از چاپ خارج شده است


کتاب «افسانه باران یا باران خواهی در ایران» در 416 صفحه و قطع وزیری چاپ شده و قیمت آن دوازده هزار تومان تعیین گردیده است

حمید رضا خزاعی این کار تحقیقاتی را در یک دوره ی طولانی انجام داده است. این کتاب در قالب یک گزارش برای «مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی» ساماندهی گردیده و اینک در دسترس اهل کتاب قرار گرفته است

این کتاب در تمامیت خود به مراسم و مناسک باران خواهی می پردازد و ریشه های هریک از این آئین ها را در اساطیر و باورهای مردمان این سرزمین جستجو می کند. در این صفحه برای معرفی کتاب یکی از فصول کتاب انتخاب شده است تا چشم انداز یا دریچه ای باشد برای شناخت بیشتر کتاب




پیرزال

واژه ی پیرزال مرکب از: (پیر + زال ) است. چرا لفظ زال یا پیرزال فقط بر پیرزنان اطلاق می شود؟ چرا پیرمردان را پیرزال خطاب نمی¬کنند؟ زال در افسانه و اساطیر مرد است اما پیرزال و زال لقبی خاص زنان پیر است. این تناقض از کجا می آید؟ اگر افسانه یا اسطوره ی زال ملاک این نام گذاری ست پس پیرمردان باید پیرزال باشند نه پیرزنان. اما در باور عامه هیچ پیرمردی، پیرزال خطاب نمی¬شود. در ادبیات و فرهنگ رسمی، گاه ممکن است پیرمردی را زال خطاب کنند اما این راه به میان عامه ی مردم نمی برد. بنابراین باید گرفت و گیری در سرچشمه وجود داشته باشد. باید این لفظ زال دو بخش شده باشد. خود زال یا افسانه¬ی زال در انتقال از جامعه مادر سالار به جامعه¬ی پدر سالار تغییر هویت داده اما زال و واژه-های ترکیبی آن، در باور عامه ی مردم تغییری نکرده و دست نخورده به امروز رسیده است. ممکن است در تغییر و تحولات جامعه اتفاقاتی افتاده باشد. پاره¬ای از اساطیر تغییر هویت داده باشند. اسطوره ی زال در مرز میان دو جامعه یا دو بینش برای بقا تغییر کرده و عبور داده شده است اما پیرزال و زال و مفهوم آن در باور عامه بی آن¬که تغییر کند عبور کرده و با همان شکل و شمایل دیرینه به امروز رسیده است. 


معنی و ریشه های تاریخی واژه ی زال

شاید هم تفاوت میان ادبیات شفاهی و ادبیات مکتوب است. ادبیات مکتوب تحت تاثیر ملاحظات سیاسی و . . . ناگذیر از تغییر شده¬اند. اما ادبیات شفاهی که در باور مردم زندگی کرده و سینه به سینه گردیده تا به امروز رسیده، تحت تاثیر ملاحظات قرار نداشته و توده¬ی مردم اجازه ی دخالت ملاحظات را نداده اند. به تعبیری دیگر زال و پیرزال در باور مردم تغییر نکرده اما زال اسطوره تغییر کرده و با جنسیتی متفاوت به امروز رسیده است؟ 
پیش¬تر از این گفته شد: ریشه زال (زال=ذال=دال) از دالمن یعنی عقاب گرفته شده است و یا برعکس (دال=ذال=زال) دال از زال گرفته شده باشد. که از اسطوره های بومیان کهن ایران باستان برجای مانده است. بنابراین پیرزال مرکب است از پیر + زال (در فارسی میانه بسیاری از «د»های امروزی به¬صورت «ذ» تلفظ می شده و هنوز پس از هزاران سال، بسیاری از روستائیان خراسان به جای «گنبد و خدمت» می گویند: «گنبذ و خذمت» ) 
پس زال همان دال و دال همان عقاب یا سیمرغ است و پیر بالاترین مرتبه در آئین مهر است. در نتیجه ترکیب پیر + زال مفهومی بزرگ و جایگاهی بسیار بالا به¬خود می¬گیرد.
زال زر در آشیانه سیمرغ و در قله ی کوه پرورش می یابد بنابراین خورشید فرزند آنزو/زروان یعنی ایزد مهر است. در اساطیر سومری مکان زروان قله کوه کارنئول (زاگروس) قید گردیده است که از مراکز زروان پرستی و خورشید پرستی بوده است. از سوی دیگر نام زروان را می توان از نام الهه بابلی سارپانی توم یا زربانیتو مأخوذ دانست که به معنی کسی است که دانه را می آفریند. در طی نخستین هزاره ی پیش از میلاد، این الهه به عنوان همسر مردوک مورد پرستش بود. این الهه همچون دیگر الهه ها وظایف بسیاری مانند آفرینش، حفاظت کشور، شفاعت برای مؤمنان و ایجاد نسل و مانند آن¬ها را به عهده داشته است. 1



تندیسی از ایزد بانوی آب ها اردویسورآناهیتا  
   

و توجه شود به جنگ رستم و اسفندیار. ما می دانیم که اسفندیار از قدیسان آئین زردشت است، اما رستم نماینده ی کدام آئین است. در جنگ رستم و اسفندیار صحنه گردان اصلی زال است. زال است که با کمک گرفتن از سیمرغ شرایطی فراهم می آورد تا رستم بر اسفندیار پیروز شود. پس جنگ رستم و اسفندیار در واقع، جنگ زال و اسفندیار است. جنگ آئین ساکنان اولیه ی ایران زمین و آریائیان تازه از راه رسیده. سهروردی در کتاب عقل سرخ در ارتباط با جنگ رستم و اسفندیار می نویسد 


جنگ رستم و اسفندیار در کتاب عقل سرخ

[سیمرغ آن خاصیت است که اگر آئینه¬ای یا مثل آن برابر سیمرغ بدارند، هر دیده که در آن آئینه نگرد خیره شود. زال جوشنی از آهن بساخت چنان که جمله مصقول بود و در رستم پوشانید و خودی مصقول بر سرش نهاد و آئینه ای مصقول بر اسبش بست. آن گاه رستم را از برابر سیمرغ در میدان فرستاد. 
اسفندیار را لازم بود در پیش رستم آمدن. چون نزدیک رسید، پرتو سیمرغ بر جوشن و آئینه افتاد. از جوشن و آئینه عکس بر دیده ی اسفندیار آمد، چشمش خیره شد، هیچ نمی دید. توهم کرد و پنداشت که زخمی به هردو چشم رسید، زیرا دگر آن ندیده بود، از اسب درافتاد و به دست رستم هلاک شد. پنداری آن دو پاره گز که حکایت کنند، دو پر سیمرغ بود.]2
گفتیم: زال همان دال است، دال عقاب است و عقاب از گذشته های دور همان سیمرغ می شده است. دیلمان و دیلم یعنی سرزمین سیمرغ. و گفتیم: سیمرغ همان مهر است. می گویند مهر از سنگ زاده شد و بعضی سنگ را ابر فرض کرده اند و می دانیم که جایگاه زال بر ستیغ کوه بوده، جایی که سنگ و ابر با هم یکی می¬شوند. 

زال مقام و جایگاهش، جایگاه سیمرغ است و  سیمرغ، با درخت زندگی در دریای فراخکرد و آب و باران و در نهایت با ایزد بانوی آب ها اردویسور آناهیتا در ارتباط قرار دارد. پیشینه حضور این مرغ اساطیری در فرهنگ ایرانی به دوران باستان می‌رسد. آن چه از اوستا و آثار پهلوی بر می‌آید، می‌توان دریافت که سیمرغ، مرغی است فراخ بال که بر درختی درمان بخش به نام «ویسپوبیش» یا «هرویسپ تخمک» که در بردارنده ی تخمه ی همه ی گیاهان است، آشیان دارد. در اوستا اشاره شده که این درخت در دریای «وروکاشاً» یا «فراخکرت» قرار دارد. کلمه ی سیمرغ در اوستا به صورت «مرغوسئن» آمده که جزء نخستین آن به معنای «مرغ» است و جزء دوم آن با اندکی دگرگونی در پهلوی به صورت «سین» و در فارسی دری «سی» خوانده شده‌است و به هیچ وجه نماینده ی عدد ۳۰ نیست؛ بلکه معنای آن همان نام «عقاب» می‌شود.


نقش پیرزال ها در آئین های باران خواهی 

در افسانه ها، پیرزنان یا پیرزال ها بیشتر جادوگر و با مکر و حیله همراه هستند. اما کاربرد این مکر و حیله، فقط در جهت رساندن دو عاشق و معشوق به هم اتفاق می افتد. وصلت، زناشویی و تکثیر نسل. بنابراین پیرزال باید نماینده یا جانشین ایزد بانوی آب ها بر روی زمین باشد. 
پیرزال ها یا به تعبیر روستائیان بیوه زنان نقشی همه جانبه و اساسی در مراسم باران سازی و باران خواهی دارند. در بسیاری از مراسم به صورت مستقیم یا غیر مستقیم نقش دارند. نگاه کنید به مراسم تلو یا تالو، در این مراسم پیرزال ها، عروس باران را درست می¬کنند، یا بر جمجمه¬ی الاغ نقش می¬زنند و او را همانند عروس می¬آرایند و . . .
نگاه کنید به پریشان کردن گیسوان توسط زنان. رفتار باران خواهانه ای که در آن پیرزنان موهای بافته ی خود را پریشان می کردند، دو تن از آنان یوغی بر گردن می-نهادند و در کوچه های ده به راه می افتادند. آشکارا این زنان، نقش باستانی گاوان بازگشته از اسارت را دوباره سازی می کنند، و یوغی که دو پیرزن را به هم می بسته، امید آن ها به همیاری و همبستگی دو پیرزن (= پری زن، اَناهیتا و اِسفندار مذ ) آب و خاک را نشان می¬دهد.3





نقش پیرزنان در آئین های باران خواهی جزیره کیش

در جزیره¬ی کیش [پيرزنان بيلي را به شكل زني در آورده و عبايي بر روي آن مي‌انداختند و سرشب با عده‌اي از زنان و دختران در خانه‌ها را مي‌كوبيدند و مي‌خواندند :
« پيرزن آمده و خدا به شما باران مي‌دهد . »
صاحب خانه يك سطل كوچك آب روي آنان مي‌پاشيد و مقداري برنج يا شكر يا خرما به آنان مي‌داد . يكي از آن‌ها الاغي به همراه داشت كه هديه‌ها را در خورجين الاغ مي‌ريخت . سپس در محل مناسبي هرچه جمع شده بود بين خود قسمت مي‌كردند .]4


نقش پیرزنان در آئین باران خواهی سنگسر

در سنگسر اگر باران دير كند، زني یا پیرزنی [مقداري از اثاثيه‌ي خانه مثل جارو و سه پايه و خاك انداز را بر خود مي‌بندد و در حالي كه زنان ديگر او را همراهي مي‌كنند، از شهر خارج شده و از دست باران سر به صحرا مي‌گذارد و مي‌خواند : 

« شوندي ، شوندي  ( مي‌روم ، مي‌روم )
دستي وارشي شوندي  ( از دست باران مي‌روم )
كردي گالشي شوندي  ( مي‌روم چوپاني و گالشي كنم )
مَ كركَ كولي بمرت  ( ماكيانم در مرغداني مرده است )
مَ خر توله بمرت  ( خرم در طويله مرد )

پس جا كوه بمرتن  ( گوسفندانم هم در كوه مردند )]4


نقش پیرزنان در آئین باران خواهی روستای هشتالین

در روستای هشتالین آذربایجان اگر در فروردین ماه باران نبارد [گروهی از پیرزنان و دختران دور هم جمع می‌شوند. پیرزنان نام دوازده ماه سال را بر دوازده پیرزن می‌نهند و دختران نام سی روز ماه را بر سی دختر. آنگاه یک نفر سواددار نام شرکت‌کنندگان در مراسم را می‌نویسد و بعد با قرعه یک پیرزن و یک دختر انتخاب می‌شوند. پیر‌زنی که به‌قید قرعه انتخاب شده رئیس پیرزنان می‌شود و دختر رئیس دختران. 

پیرزنان و دختران در حالی که هر یک جاروئی به‌یک دست و به‌دست دیگر قاشق و قیچی دارند، دو صف تشکیل می‌دهند. قاشق‌ها را لباس عروسک می‌پوشانند و هر دو گروه به‌جانب قبر امامزاده (پیر شوکت) می‌روند. وقتی به‌امامزاده رسیدند در اطراف گور ترانه ی طلب باران می‌خوانند و می‌رقصند. بعد هر کدام کوزه‌ئی را پر از آب می‌کنند و آب را روی جاروهای خود می‌ریزند و به‌نیت آمدن باران جاروها را تکان می‌دهند. بعد از این کار قسمت نرم جاروها را با قیچی می‌برند و باز می‌گردند. در راه بازگشت یکی از پیرزنان نگین عقیقی را که با خود آورده است به‌یکی از دختران می‌دهد و دختر نگین را به‌چشمه یا ماندابی می‌اندازد که برسر راه آن‌هاست. بعد در کنار آن مانداب یا چشمه غذائی می‌پزند و می‌خورند و سپس به‌روستا باز می‌گردند. ]6


نقش پیرزنان در آئین های باران خواهی لرستان

در لرستان در سال¬های بی باران گروهی جمع می‌شوند و صف می‌بندند. [هر یک از افراد دو عدد چوب دستیِ کوتاه در دست دارند که هم‌نوا با خواندن ترانه طلب باران چوب دستی‌ها را به‌هم می‌کوبند: 

هه لو هله لو هه لونکی
گندم و جو را ارزان کن
از خدا می خواهیم باران
در طول این مراسم زنی یا پیرزنی که نقابی از پارچه بر چهره آویخته است و کاسه‌ای پر از آب به‌دست دارد رو به‌رویِ صف می‌ایستد و دست خود را در آب می‌زند و با انگشتانِ خود بر چهره افراد و بر سر آنان آب می‌پاشد.]7
این زن نقاب پوش کیست که نباید کسی چهره ی او را ببیند؟ در بسیاری از مراسم می بینیم که کوسه یا . . . چهره ی خود را با پوست بز یا نمد یا . . . می-پوشاند. پس پوشیدن نقاب امری دور از ذهن و غیر طبیعی نیست. زن نقاب پوش شاید هم پیرزال نقاب پوش جای عروسک یا عروس باران را گرفته و در تمام طول اجرای مراسم به صورت نمادین بر روی سر برگزارکنندگان مراسم باران می-باراند. زدن انگشتان در کاسه¬ی آب و پشنگ کردن آب بر چهره و سر برگزارکنندگان مراسم. 
به نظر می رسد که دیرینگی این مراسم در مقایسه با مراسم کوسه بیشتر است. پیش تر از این گفتیم که کوسه با توجه به جمیع جوانب از جایگاه او که درون چشمه است باید مونث باشد اما در دوران مرد سالاری که زنان از جایگاه ویژه¬ی خود سقوط کردند کم¬کم نقش کوسه را مردان بر عهده گرفتند و زنان از اجرای مراسم دور ماندند.
توجه شود به اجرای مراسمی که دقیقا همین ترانه هه¬لو هله¬لو را می¬خوانند:
[یک نفر را که معمولا در تمام مراسم کوسه گردانی سابقه¬ی زیادی دارد، به عنوان کوسه انتخاب کرده  به شکل دیوی آراسته، صورت او را سیاه نموده، دو شاخ برسر او نصب نموده، بر تن او لباسی شندره پوشانده و زنگوله¬ی بزرگی به گردن او آویزان می کنند. سپس درحالی که تعدادی ازمردان و جوانان، کوسه را در پیش دارند، به درب منازل و چادرها می روند. در مسیر راه و سیاهی شب، این آواز را همراه با سروصدای زنگوله که توسط کوسه نواخته می شود می خوانند :
هَل هَل هَلونَه / خدا بزن بارونَه
خدا بزن تو بارون / سی دِلِ گله دارون
خدا بزن تو بارون / زِ راستِ غله دارون
اهل خانه با کاسه ای آرد، هدیه ی دیگر و یا پول جلو آمده و و آن را به گروه می دهند که بیشتر مواقع، هدیه کاسه ای آرد است. هدایا را در کیسه ای که بردوش یکی از همراهان است می ریزند. در همین فاصله یکی از اعضای خانواده، گروه را غافلگیر کرده و کاسه ای آب بر روی آن ها می پاشد.
گروه پس از این که به همه ی خانه ها سرزدند، از آرد جمع آوری شده نان گرده-ی بزرگی که دارای قطر قابل ملاحظه ای است می پزند. در درون خمیر گرده قبل از پختن یک دانه مهره ی قرمز رنگ فرو برده به طوری که طبخ کننده نیز از این عمل یعنی قرار دادن مهره، بی اطلاع است. پس از پخته شدن، نان را بین اعضا تقسیم کرده، مهره ی قرمز در نان سهم هرکسی پیدا شد، به صورت نمایشی و نمادین شروع به کتک زدن او می کنند تا آن که شخصی از ریش سفیدان ضمانت کند. ضامن بعد از خواندن نماز و دعا از خداوند می خواهد که او را در مقابل این جمعیت روسفید نموده و باران رحمتش را عطا فرماید. ]8
یا [جوانان دور هم جمع می شوند یک نفر را به اسم کوسه انتخاب می کنند. کوسه باید قوی و نیرومند باشد. دو کلاه زرد کوچک را به عنوان گوش هایش در دو طرف صورت و روی گوش های کوسه می بندند و صورت کوسه را می پوشانند. زنگوله ای بند دار به کمرش آویزان می کنند. در حالی که سربند در دست یکی از جوانان است راه می افتند و به سوی چادرها می روند و با هم می خوانند:
هل هل هلونک / خدا بزن بارونک
هرکه به کوسه چیزی نده / هرکه خبر کوسه بدون / دل کدبانو بسوزنه
صاحبان چادر بیرون می آیند و روی کوسه آب می ریزند و مقداری قند یا آرد به آنان می دهند. آنقدر کوسه را به این بر و آن بر می برند تا یک نفر ضامن کوسه شود و اسم سه کچل از ایل را بگوید که ضامن کوسه می شوند که در دو سه روز آینده باران خواهد بارید. کوسه آزاد می شود . در پایان مراسم زنان ایل با قند و آرد جمع شده حلوا درست می کنند و حلوا را به تمام چادرها می فرستند و ریزش باران را جشن می گیرند.]9


نقش پیرزنان در آئین های باران خواهی شوشتر

در شوشتر در زمان بی بارانی پیرزنان ترانه ای را می خوانند:
[الا خدا بارونک / نون جو ارزونک
خدا دهامون دولته / دولت سنگین
سفره ی رنگین / ای دالوو غم غم کن
او میم جس بارون / دو تامون اوره بارون ]10
در این ترانه از چیزی به نام دالو نام برده می شود. آیا دالو از ترکیب دال و آب بوجود آمده (دال + اُو = درخت + آب ) آیا دو خاتون یعنی آناهیتا و اسپندار مذ را مورد خطاب قرار داده اند. آیا از این دو بانو مدد می خواهند.


نقش پیرزنان در آئین های باران خواهی جیلو نیشابور

رسمی غریب در جیلو نیشابور وجود دارد. در سال¬های بی باران می-گردند، به خانه ی تمام پیرزنان سرک می کشند و نگاه می کنند که ببیند دیگدان کدام پیرزن رو به قبله است. وقتی خبردار  شدند. دسته جمعی نقشه می کشیدند. چند نفر می رفتند پیرزن را به گفتگو می¬گرفتند و سرش را گرم می کردند، بقیه با بیل دیگدان (اجاق قدیمی که درون آن آتش می کردند و کار آشپزی را انجام می دادند) را خراب می کردند. 

گاهی نیز خود پیرزن وقتی می فهمید که دیگدانش رو به قبله است در خراب کردن دیگدان به بقیه کمک می کرد.

یافته ها

1- ریشه زال (زال=ذال=دال) از دالمن یعنی عقاب گرفته شده باشدو یا برعکس (دال=ذال=زال) دال از زال گرفته شده باشد. که از زبان¬های بومیان کهن ایران باستان برجای مانده است.
2- زال در افسانه و اساطیر مرد است اما پیرزال و زال لقبی خاص زنان پیر است. این تناقض از کجا می آید؟ اگر افسانه یا اسطوره ی زال ملاک این نام گذاری ست پس پیرمردان باید پیرزال باشند نه پیرزنان. اما در باور عامه هیچ پیرمردی، پیرزال خطاب نمی شود. بنابراین باید گرفت و گیری در سرچشمه وجود داشته باشد. به نظر می رسد افسانه ی زال در انتقال از جامعه مادر سالار به جامعه ی پدر سالار تغییر هویت داده اما زال و واژه های ترکیبی آن، در باور عامه ی مردم تغییری نکرده و دست نخورده به امروز رسیده است. شاید هم تفاوت میان ادبیات شفاهی و ادبیات مکتوب باشد. ادبیات مکتوب تحت تاثیر ملاحظات سیاسی و ... ناگزیر از تغییر شده اند. اما ادبیات شفاهی که در باور مردم زندگی کرده و سینه به سینه گردیده تا به امروز رسیده، تحت تاثیر ملاحظات قرار نداشته و توده ی مردم اجازه ی دخالت ملاحظات را نداده اند. به تعبیری دیگر زال و پیرزال در باور مردم تغییر نکرده اما زال اسطوره تغییر کرده و با جنسیتی متفاوت به امروز رسیده است؟ 
3- زال زر شاهنامه که در آشیانه سیمرغ پرورش می¬یابد خود خورشید فرزند آنزو/زروان یعنی ایزد مهر است.
4- زال همان دال است و دال عقاب است و عقاب از گذشته های دور همان سیمرغ است و دیلمان و دیلم یعنی سرزمین سیمرغ. و سیمرغ همان مهر است. می-گویند مهر از سنگ زاده شد و بعضی سنگ را ابر فرض کرده اند و جایگاه زال بر ستیغ کوه بوده جایی که سنگ و ابر با هم یکی می¬شوند. بنابراین در فرهنگ ما سیمرغ یا زال جایگاهی بس رفیع داشته است.
5- پیرزال (پیر + زال ) زال مقام و جایگاهی ست که با  سیمرغ، درخت زندگی در دریای فراخکرد و آب و باران و در نهایت با ایزد بانوی آب ها اردویسور آناهیتا در ارتباط است. بنابراین پیرزال باید نماینده یا جانشین ایزد بانو بر زمین باشد. پیرزال ها یا به تعبیر روستائیان بیوه زنان نقشی همه جانبه و اساسی در مراسم باران سازی و باران خواهی دارند. پراکندگی و وسعت نقش پیرزنان در باران سازی و باران خواهی به وسعت کل کشور است.
6- در افسانه ها، پیرزنان یا پیرزال ها بیشتر جادوگر و با مکر و حیله همراه هستند. اما کاربرد این مکر و حیله، فقط در جهت رساندن دو عاشق و معشوق به هم اتفاق می افتد. وصلت، زناشویی و تکثیر نسل. بنابراین پیرزال باید نماینده یا جانشین ایزد بانوی آب ها بر روی زمین باشد.
7- رفتار باران خواهانه ای که در آن پیرزنان موهای بافته ی خود را پریشان می-کردند، دو تن از آنان یوغی بر گردن می نهادند و در کوچه های ده به راه می-افتادند. آشکارا این زنان، نقش باستانی گاوان بازگشته از اسارت را دوباره سازی می کنند، و یوغی که دو پیرزن را به هم می بسته، امید آن ها به همیاری و همبستگی دو پیرزن (= پری زن، اَناهیتا و اِسفندار مذ ) آب و خاک را نشان می دهد.

منابع

1- سی مرغ و سیمرغ/ علینقی منزوی / انتشارات راه مانا / چاپ ۱۳۷۹
2- مجموعه مُصنفات شیخ اشراق / به تصحیح سید حسین نصر / انتشارات موسسه مطالعات و تحقیقات فرهنگی / چاپ 1372 / ص 234
3- هزار افسان کجاست / بهرام بیضائی / انتشارات روشنگران چاپ 1391 / ص 303
4- جزيره‌ي كيش و درياي پارس / ايرج افشار سيستاني / چاپ 1370 / ص 282
5- خاتون هفت قلعه / باستانی پاریزی / انتشارات روزبهان / چاپ 1373 / ص 340 و 341
6- کتاب جمعه شماره 18 / مراسم تمنای باران / ایهان باشکوز / ترجمه باجلان فرخی / ص 122 و 123
7- همان ماخذ
8- اِخومِت که اِگومِت / علی بهرامی /  چاپ 1386 /  انتشارات موسسه¬ی فرهنگی هنری نقش سیمرغ
9- فرهنگ مردم / سید علی میرنیا / انتشارات پارسا / چاپ 1369 / ص 220
10- آثار  و بناهای تاریخی خوزستان / احمد اقتداری / موسسه فرهنگی اشاره / چاپ 1375 / ص 1005 و 1006



فهرست مطالب کتاب


فصل اول


آب منشاء حیات و زندگی   ....................................................................................17


اساطیر مرتبط با آب   ........................................................................................19



اردویسور آناهیتا   ................................................................................... 19


آب   ....................................................................................................  22


آبان ناف   .............................................................................................  22


سیاوش   ............................................................................................  23


شباهت ­های ادونیس و سیاوش  ..............................................................  24


آبانگان   ..............................................................................................  25


اژدها   ................................................................................................  26


باورهای گذشتگان و شکل گیری نمادها در ارتباط با آب و باران   .............................  29


درفش شهداد   ....................................................................................  29


نقش برجسته کورنگون   ........................................................................  38


جام زرین حسنلو   ................................................................................  42


سر سنجاق سیمین   ..........................................................................  43


سنگ نگاره­ های ایلامی   .....................................................................  44


سنگ نگاره­ های آشوری   ....................................................................  46



فصل دوم  


باران   ..........................................................................................................  51


باران از دیدگاه قرآن   ............................................................................  52


اساطیر مرتبط با باران   .........................................................................  53


تَشتَر   ..........................................................................................  53


مهر   ............................................................................................  58


خر سه پا   ....................................................................................  59


جشن تیرگان .................................................................................  61


جشن تیرگان از دید آیینی  ................................................................  61


جشن تیرگان از دید تاریخی  ..............................................................  61


ماه   ............................................................................................  62


دعای باران   ......................................................................................  65


قبله دعا   .....................................................................................  69


مسجد باران   ................................................................................  78


مسجد باران قاین  ......................................................................  78


مسجد خواجه خضر طبس ............................................................  79


مسجد باران قزوین  ....................................................................  80


باورهای مردم و باران  .........................................................................  83



فصل سوم  


نمادهای باران خواهی   ...................................................................................  91


سنگ و نقش آن در باران خواهی   ..........................................................  92


سنگ­ های بزرگ  ...........................................................................  94


سنگ درینگ درینگو   ...................................................................  94


سنگ چهل یاسین .....................................................................  95


سنگ نظرگاه ............................................................................  96


سنگ شاهزاده عبدالله ...............................................................  96


سنگ مصلی ............................................................................  97


سنگ­ های کوچک  ........................................................................  97


سنگ ریزه  .................................................................................  104


استخوان و نقش آن در باران­ خواهی   ..................................................  109


آبانگان در روستای درونه  ...............................................................  111


عناصر تشكيل دهنده‌ي آيين  ......................................................  112


جمجمه­ ی الاغ و نقش آن در باران خواهی   ......................................  115


روستای زهان .........................................................................  116


مراسم و مناسکی که فقط جمجمه­ ی الاغ حضور دارد  ........................  118


مراسم ترکیبی  ..........................................................................  119


ترکیب با عدد هفت  .................................................................  119


ترکیب با مراسم تالو  ...............................................................  119


ترکیب با قبرستان و تابوت  ........................................................  120


نوشتن طلسم  ..........................................................................  121


دفن کردن   ...............................................................................  121


کوله مرجان  .............................................................................  121


پراکنده  ...................................................................................  122


سیاه کردن چهره   ........................................................................  126


لوك بازي‌  .................................................................................  128


سیاه بازی   ..............................................................................  129


یافته­ ها  ...................................................................................  129



فصل چهارم



عروس باران  ...............................................................................................  133


کوسه  ...........................................................................................  134


سابقه­ ی تاریخی  ........................................................................  134


مراسم کوسه گلین  .....................................................................  135


مراسم کوسه کلی ......................................................................  137


هل­هل کوسه ..............................................................................  138


مراسم کس­انگلو  ........................................................................  139


مراسم پیرمرد در چاه انجیر ...........................................................  140


مراسم کس­انگلون در ایل باصری ....................................................  141


مراسم کس­انگلون در سروستان ....................................................  142


مراسم کوسه به­ در رقاصم ...........................................................  143


مراسم کوسه در کوهنجان فارس ..................................................  143


مراسم کوسه در درگز .................................................................  144


مراسم کوسه ناقالی ..................................................................  145


یافته­ ها  .......................................................................................  149


کوسه در لغت و باور مردم   ...........................................................  149


مشخصات کوسه   .....................................................................  152


شکل و شمایل کوسه در مناطق مختلف کشور  ...............................  153


گل گشنیزو   ................................................................................  157


مراسم گل گشنیزو در ایل رائینی  .................................................  157


مراسم گل گشنیزو در جوپار ..........................................................  160


یافته­ ها  .......................................................................................  161


تالو   ............................................................................................  163


مراسم تالو در روستای افین .........................................................  163


مراسم تالو در رزق کلاته سلیمان بیرجند  .......................................  165


مراسم تالو در روستای کُرُه قاین  ..................................................  166


مراسم تالو در روستای تقاب بیرجند  .............................................  167


مراسم تالو در شهر بیرجند .........................................................  168


مراسم تالو در روستای اسفشاد قاین  ..........................................  169


مراسم تالو در ده سلم نهبندان  ..................................................  169


مراسم تالو در سیوجان ..............................................................  170


مراسم تالو در اسدآباد درمیان  ....................................................  170


مراسم تالو در بسطاق فردوس ...................................................  171


مراسم تالو در چنشت بیرجند .....................................................  171


مراسم تالو در خور بیرجند ..........................................................  172


مراسم تالو در فورگ بیرجند ........................................................  173


مراسم تالو در ماژان ...................................................................  174


مراسم تالو در جنت آباد سربیشه  ..............................................  175


مراسم تالو در نازدشت سربیشه  ...............................................  176


مراسم تالو در سی­ریز کرمان  .......................................................  176


مراسم تالو در کوهبنان کرمان  .....................................................  178


مراسم تالو در زرند کرمان ...........................................................  178


مراسم تالو در دستجرد بیارجمند شاهرود  ....................................  179


یافته­ ها   .......................................................................................  181


چولی چغل culi caqal     ..................................................................  183


مراسم چولی چغل در منطقه سبزوار  ...........................................  183


مراسم چولی چغل در رباط سرپوش سبزوار  ..................................  183


مراسم چولی چغل در روستای مهر  .............................................  184


یافته­ ها   .......................................................................................  185


چولی قزک   ..................................................................................  187


مراسم چولی قزک در روستای خُنگ قاین  ....................................  187


مراسم چولی قزک در روستای صومعه نیشابور  .............................  188


مراسم چولی قزک در گلبوی نیشابور  ...........................................  188


مراسم چولی قزک در جیلوی نیشابور  ..........................................  189


مراسم چولی قزک در تربت حیدریه  ..............................................  190


مراسم چولی قزک در سرخس .....................................................  190


مراسم چولی قزک در روستاهای گناباد  ........................................  190


مراسم چولی قزک در زور آباد تربت جام  ........................................  191


مراسم چولی قزک در روستاهای اطراف مشهد  .............................  192


یافته­ ها   .......................................................................................  193


عروس باران   .................................................................................  195


عروس باران در روستای صومعه نیشابور  .......................................  195


عروس باران در منصوریه بهبهان  ...................................................  195


عروس باران در قزگه خلخال .........................................................  196


عروس باران در جواهرده رامسر  ...................................................  196


گلا بارون  ..................................................................................  197


گلورسنه در فیض آباد سورمق .....................................................  198


یافته­ ها   ......................................................................................  199


روباه   ...........................................................................................  202


معنی واژه­ ی روباه .....................................................................  202


مراسم روباه در روستاهای کشتان و برج و بزنج  ............................  205


یافته­ ها   ......................................................................................  207


پی­ نوشت ................................................................................  208


وجه تسمیه کشتان و فرتان ....................................................  209


وجه تسمیه و باورهای مردم بزنج  ............................................  209


وجه تسمیه و باورهای مردم برج  .............................................  210


گَل گَلین(gal galin):........................................................................  211


مراسم گل­گلین در بوشهر ............................................................  211


مراسم گلی در دشتی و دشتستان  ............................................  213


مراسم گل­گلین در روستای سمیه  ................................................  215


گل­گلین در مراسم باران خواهی قاین و بیرجند  ................................  216


یافته­ ها   ........................................................................................  217


شاخ زرین   .....................................................................................  220


شاخ زرین در آثار ابوریحان بیرونی  ..................................................  220


گاو سریشوک یا هذیوش ..............................................................  221


شاخ زرین در دشتی و دشتستان  .................................................  222


شاخ زرین در ایل قشقایی .............................................................  222


شاخ زرین در ایل باصری ................................................................  223


زنگوله پا  .....................................................................................  224


یافته­ ها  ..........................................................................................  225


بووكه باران  buka bârân.................................................................  227


بووکه باران در همشیز سنندج .......................................................  228


بووکه باران در سماقلو سردشت ....................................................  229


بووکه باران در بله دستی قروه .......................................................  229


بووکه باران در شیخ ره­ش کامیاران .................................................  230


بووکه باران در سقز ......................................................................  231


بووکه باران در بانه .......................................................................  232


یافته ­ها  .........................................................................................  233


چومچه خاتون  .................................................................................  234


چومچه خاتون در گیوی علیا ..........................................................  235


چومچه خاتون در ملارد ................................................................  236


چومچه خاتون در زیارتگاه .............................................................  236


چومچه خاتون در سلطان آباد قزوین .............................................  237


چُمچَه گلین  .................................................................................  237


چمچه گلین در کرمانشاه ...........................................................  237


چمچه گلین در مراغه .................................................................  238


چمچه گلین در میرک .................................................................  238


چمچه گلین در کوهرد فارس  ......................................................  238


چمچه گلین در سربند تفرش  .....................................................  239


کترا گیشه‌ Katra giše ......................................................................  240


کترا گیشه در مهویزان صومعه سرا  ..............................  240


کترا گیشه در گیل دولاب طوالش  ................................  241


یافته­ ها  ......................................................................................  242


سویت قازان یا کفش­دوزک   ............................................................  245


یورقوت ولی .............................................................................  245


سویت قازان در میان طوایف یموت و تکه  ......................................  246


سویت قازان در شرق آق قلا  .....................................................  246


مراسم باسماشلاق در میان ترکمن­ها  .........................................  248


یافته­ ها   .....................................................................................  250


عروس گولی   ..............................................................................  250


افسانه عروس گولی .................................................................  250


بازیگران مراسم .........................................................................  251


ناز خانم ..................................................................................... 251


کاس خانم ................................................................................  251


پیرغول .....................................................................................  251


پیربابو .......................................................................................  251


یافته­ ها   ........................................................................................  257



فصل پنجم


پیرزال  ........................................................................................................  259


معنی و ریشه­ های تاریخی واژه­ ی زال  ..............................................  260


جنگ رستم و اسفندیار در کتاب عقل سرخ  ........................................  262


نقش پیرزال­ها در آئین­های باران خواهی  ...............................................  263


نقش پیرزنان در آئین­های باران خواهی جزیره کیش  ..........................  264


نقش پیرزنان در آئین­های باران خواهی سنگسر  ...............................  264


نقش پیرزنان در آئین­های باران خواهی هشتالین  .............................  264


نقش پیرزنان در آئین­های باران خواهی در لرستان  ............................  265


نقش پیرزنان در آئین­های باران خواهی شوشتر  ...............................  267


نقش پیرزنان در آئین­های باران خواهی جیلو نیشابور  ........................  267


یافته­ ها  ........................................................................................  267


کُردلی کُو   ....................................................................................  270


ایام کردلی کو ............................................................................  270


کردلی کو در خمین ....................................................................  270


کردلی کو در رباط مراد ................................................................  271


یافته­ ها   ......................................................................................  273



فصل ششم


مرگ و باران  ...............................................................................................  275


گوربند   .........................................................................................  276


آئین گوربند در چنشت بیرجند  .....................................................  276


آئین گوربند در فورگ بیرجند  ........................................................  276


آئین گوربند در اسفشاد قاین  ......................................................  277


سحر و جادو کردن آسمان  ..............................................................  278


سحر و جادو کردن آسمان در سربیشه  ........................................  278


سحر و جادو کردن آسمان در جنت آباد سربیشه  ...........................  278


سحر و جادو کردن آسمان در گاچ سبزوار  ......................................  279


سحر و جادو کردن آسمان در اردبیل  .............................................  279


چل افتادن ......................................................................................  279


چل افتادن در اسفشاد قاین .........................................................  279


چل افتادن در بیرجند ....................................................................  279


چل افتادن در حصار تربت حیدریه  ....................................   ...........  280


ریختن آب برگور  ..............................................................................  281


ریختن آب بر گور در ماژان بیرجند  ..................................................  282


تابوت و تدفین و نقش آن در باران خواهی   .......................................  282


تابوت و تدفین در بسطاق فردوس ................................................  283


تابوت و تدفین در گیرش فارس  ....................................................  284


تابوت و تدفین در خوزستان ..........................................................  284


پسر برگ پوش در خوی آذربایجان .................................................  285


مرد برگ پوش در دشتی و دشتستان ..........................................  285


رسم زولا کورلاما در سلطانیه زنجان .............................................  286


یافته­ ها   .......................................................................................  287


قربانی کردن   ................................................................................  292


وجه تسمیه تی­جان نیشابور ..........................................................  293


وجود قربانگاه در معبد چغازنبیل  ...................................................  294


آئین قربانی در ایل شول ..............................................................  294


آئین قربانی در شاهزاده عبدالله  ...................................................  295


شاه باران  ......................................................................................  295


آئین شاه باران در بافت کرمان .......................................................  295


مراسم قدح رو برد در استان فارس ................................................  296


یافته­ ها   ........................................................................................  297



فصل هفتم


موسیقی و نقش آن در آئین باران خواهی   .......................................................  299


افسانه­ ی دولا   ...............................................................................  301


الله باران در تربت جام   ......................................................................  303


الله باران در خواف  .............................................................................  305


یافته­ ها   .........................................................................................  308



فصل هشتم


 اعداد و نقش آن درآئین باران خواهی   .............................................................  309


عدد هفت و نقش آن در باران خواهی   ................................................  310


ریشه­ های مقدس بودن عدد هفت  ...................................................  310


عدد هفت در آئین باران خواهی روستای کُرُه قاین  ........................... 310


عدد هفت و آئینی دیگر در روستای کُرُه  ........................................  314


عدد هفت در آئین باران خواهی روستای زرق کلاته سلیمان  ............ 316


عدد هفت در آئین باران خواهی روستای زهان  ..............................  316


عدد هفت در آئین باران خواهی روستای فذاتان نهبندان  .................  316


عدد هفت در آئین باران خواهی روستای خور بیرجند  .....................  317


عدد هفت در آئین باران خواهی روستای اسحاق آبادنیشابور  .........  317


آرامگاه هفت تن در شیراز ..........................................................  317


عدد هفت و شکل­گیری روستای تی­جان نیشابور  ...........................  318


عدد چهل و نقش آن در بارانخواهی  ...............................................  319


کچل و سنت سرتراشی در تصوف .............................................  319


چهل کچل و نقش آن در باران خواهی   .......................................  320


نخ چهل گره ............................................................................  320


نقش عدد چهار در باران خواهی روستای فورگ   ..........................  321


نقش عدد چهار در باران خواهی روستای کُرُه  ..............................  321


یافته­ ها  .......................................................................................  322



فصل نهم


جستجوی نمادهای باران خواهی در افسانه­ ها  ................................................  327


کوسه در افسانه­ ها   ........................................................................  328


افسانه ­ی هرچه‌ مگي‌   ..............................................................  329


افسانه­ ی غِل ممد پهلوان  ............................................................  339


یافته­ ها  ..........................................................................................  347


افسانه ­ی كچلك  ..........................................................................  352


یافته­ ها   .........................................................................................  363


افسانه­ ی بي‌بي هور و بي‌بي نور  ..................................................  364


یافته­ ها   ..........................................................................................  368


افسانه ­ی هیرمند  .......................................................... ..............  370


یافته­ ها   ..........................................................................................  371



فصل دهم


آش و باران خواهی   ........................................................................................  373


آش بی­ بی هور و بی­ بی نور   .............................................................  374


بی­ بی هور و بی­ بی نور کیستند  ....................................................  374


شب بی ­بی هور و بی­ بی نور در جندق و بیابانک  ..............................  375


سفره بی­ بی سه شنبه   ...................................................................  376


آش سرکوچه   ....................................................................................  378


آش خوجه   ........................................................................................  379


سفره دختر شاه پریان   .......................................................................  379


رسم چارشنبه خاتون درگيلان   ............................................................  380


چارشنبه خاتون مادرهمه است  ......................................................  380


چارشنبه خاتون در چاه­ های قدیمی و کهنه زندگی می­ کند  ..............  381


چرشنه ننه در آذربايجان   ....................................................................  381


آرد بیز تک تکی   ...............................................................................  383


یافته­ ها   .........................................................................................  385


خواجه­ ی خضر  .................................................................................  391


ارتباط با آب و باران  ........................................................................  392


چهل روز اول بهار به خواجه خضر اختصاص دارد  ................................  392


برکت بخشی   ............................................................................  393


سفره­ ی خواجه خضر   .................................................................  394


یافته­ ها  .........................................................................................  395


کتاب­نامه   ................................................................................................  399


The Legend of Rain ............................................................................  405



تاریخ شفاهی و مکتوب نهرین طبس

حمید رضا خزاعی



کتاب«تاریخ شفاهی و مکتوب نهرین طبس»در تابستان 1394از چاپ خارج شده است

 

کتاب «تاریخ شفاهی و مکتوب نهرین طبس» در 264 صفحه و قطع وزیری چاپ شده و قیمت آن هشت هزار تومان تعیین گردیده است

حمید رضا خزاعی این کار تحقیقاتی را در یک دوره ی طولانی انجام داده است. این کتاب در قالب یک گزارش برای «مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی» ساماندهی گردیده و اینک در دسترس اهل کتاب قرار گرفته است

این کتاب در تمامیت خود به منابع شفاهی و کتبی موجود پرداخته است با افراد زیادی در سطح شهر طبس و پیرامون مصاحبه هایی انجام شده و در نهایت شمایلی تمام نما از این شاهرگ حیاتی طبس که شهر طبس زندگی خود را وامدار آن است شکل گرفته است. باید گفت: در صورت نبود نهرین، طبسی هم نبود. 

در این صفحه برای معرفی کتاب، یکی از فصول کتاب انتخاب شده است تا چشم انداز یا دریچه ای باشد برای شناخت بیشتر کتاب


                                    

                                                                               فصل هشتم                 
                                                                             ********************                   
                                                                        گردش آب یا تقویم آبیاری          


گردش آب یا تقویم آبیاری

  هر مدار آبياري درنهرين طبس 30 شبانه روز است. يعني از اين نوبت آبياري تا نوبت بعدي سي شبانه روزفاصله است. مي‌گويند: سر جمع مالكيت افراد بر آب 26.5 شبانه روز بوده و 3.5 شبانه روز باقي مانده در سال‌های بعد از زلزله فرخيز1 شده و پس از آن هرگز به حالت عاديبازنگشته است. (فرخیز به زمانی مشخص که بر زمان ثابت هر مدار افزوده و با فروش آنپول لازم برای بازسازی یا نوسازی و . . . فراهم می­ گردد گفته می­ شود. عمل فرخیز معمولاً برای یک یا چند سال زراعی انجام می­ گیرد . معمولاً این عمل در زمان و شرایطی انجام می­ شود که مالکان توانایی لازم برای پرداخت هزینه­ ها را ندارند . .)آب فرخیز شده در وضع موجود در دست مولف و شورای آب نهرین است و مخارج جاری نهرين ازطريق درآمد آن تامين میگردد.

در اصطلاح محلي اول سال زراعی را اول آب نويسی گويند. اول آب نويسي در واقع اول اسفند ماه است. در ابتدای سال زراعی بايدهر مالك مشخص كند كه می خواهد از كدام نهر آب ببرد و آن را مكتوب كرده و تحويل مولف دهد. اين درخواست تا پايان سال زراعی بر قرار و غير قابل برگشت است.

از 18 اسفند تا 18 ارديبهشت دو مدار آب زمستانی تحويل مالكين مي‌گردد. هر مدار زمستانی به دو گَرد ( بخش )تقسيم مي‌شود كه هر گَرد 15 روز است. در اين حال آب هر مالك به لحاظ زماني به دو قسمت مساوی يا دو گَرد تقسيم شده و در هر گَرد نيمی از آب، تحويل صاحب آب  مي‌گردد.

از 18 ارديبهشت تا 18 مهر ماه پنج مدار آب تابستاني يا سبزبر وجود دارد. اين مدارها به پنج مدار روگي یا مدار تابستانه مشهورند. درتابستان به دليل گرما و نياز بيشتر گياه به آب، مدارهای روگی هر كدام دارای سه گَرد هستند. يعنی هر ده روز يك گَرد و در هر گرد، ثلث آب را تحويل مالك مي‌دهند.

از 18 مهر تا 18 اسفند پنجمدار زمستاني وجود دارد. دو مدار اول آن يعني از 18 مهر تا 18 آذر به دو مدار تخمكار ( زمانی که گندم و جو آبی کاشته می­شود ) مشهور است. اين دو مدار گاه تا اولچله‌ي بزرگ تداوم مي­يابد. از اول چله‌ي بزرگ، مدارهاي زمستاني مشهور به مدار 8روزي يا آب سال كهنه واقع شده‌اند. در اين 2 مدار آخر، حساب و كتاب دقيقي وجودندارد و چون همزمان با بارندگي‌هاي فصلي است. گاه نيازي به آبياري وجود ندارد و درپاره‌اي از زمان‌ها آب به هرز مي‌رود.

قانون توزيع آب بر راست مي‌گردد.همان‌طور كه پيش‌تر از اين گفته شد: در گذشته روز 17 اسفند و در وضع موجود در 15اسفند، آب در سر بخشوي باغ گلشن بسته مي‌شود. آب بر طبق ليست سرتاق از بالا به پايينتوزيع مي‌گردد. اين توزيع همواره بر راست مي‌گردد. اگر دو مزرعه در برابر هم قرارداشته باشند، اول مزرعه‌ي سمت راست و بعد مزرعه‌ي سمت چپ آبياري مي‌شود. اگر صاحبمزرعه‌اي در زماني كه نوبت اوست در سر مزرعه حاضر نباشد و آب خود را تحويل نگيرد،ديگر حقي بر آن آب ندارد مگر آن كه صاحبان اراضي پايين دست را راضي كند.


آب بونی

در اصطلاح محلي به كس يازمين يا باغي اطلاق مي‌شود كه در انتهاي يكي از نهرهاي فرعي قرار گرفته و چونآخرين نفري است كه از نهر آب مي‌گيرد، بايد آب نهر را جمع كند. جمع كردن آب نهرنيز به اين ترتيب است كه زمان در راه بودن آب از ابتدا تا انتهاي نهر را به حسابوي مي‌گذارند. مثلا اگر بوني 6 فنجان يا پنگو آب داشته باشد و زماني كه آب ازابتدا تا انتهاي نهر را طي مي‌كند 4 فنجان باشد. پس از سپري شدن دو فنجان، آب رادر ابتداي نهر مي‌بندند و بوني به جاي 4 فنجان باقي‌مانده، باید آب مانده در نهر را جمع كند.


 بَل

نهر بازك و نهر اَج داراي بَل يا بند شبانه هستند.كاركرد اين نوع از بندها بيشتر براي شب‌هاي زمستان است كه هوا سرد است. كشاورزانيكه صاحب آب هستند، در شب‌هاي سرد زمستان آب را در اين بندها ذخيره كرده و در روزكه هوا بهتر است، آب را به مزرعه برده و كار آبياري را انجام مي‌دهند. اين نوع ازبندها تقريباً در بيشتر روستاهاي منطقه‌ي طبس وجود دارد. در كريت، فهالنج و . . .در نقاط فوق اين بندها علاوه بر ذخيره كردن آب در شب‌هاي زمستان، داراي كاركردديگري هم هستند و آن ذخيره كردن آب سيلاب است. در روستاهاي فوق معمولاً زمان آمدنسيلاب با زمان آبياري هركس هم‌زمان باشد، آب سيلاب مال همان فرد است. اين بندها رابا نام بَل ( bal ) مي‌شناسند.

              

دو نما از بند خاکی یا بند شبانه نهر اَج اینبند از 15 آذر ماه تا 15 بهمن ماه آب نهر را در شب­ها ذخیره و در روزها مورد استفاده قرار می ­دهند. این بند به همان شکل سنتی حفظ شده و بخش بزرگی از آب شبانه در آن تلف می ­شود.


                 

عکس سمت راست نمایی از بند بازگ که نوسازی شده است و تقریبا تلفات آب در آن به حداقل خود رسیده است.

عکس سمت چپ نمایی از محل خروج آب بند


واحد اندازه گیری زمان

آب در دو نهر جريان دارد و در هر نهر و درهر مدار 9646 پنگو يا فنجان شرب مي‌شود كه مجموع آن‌ها 19292 پنگو است. حال اگرزمان 4 دقيقه‌اي براي هر پنگو منظور شود و آن‌را به شبانه روز تبديل كنيم 26.8 شبانه روز به دست مي‌آيد. بنابراين 3.2 شبانه روز اضافه مي‌آيد كه آب فرخيز شده درسال‌هاي بعد از زلزله است. این آب اجاره داده شده و اجاره بهای آن براي مخارج جاري نهرين هزينه مي‌گردد.


تاس یا پنگو

در گذشته و از زماني كه مالكيت آب به‌صورت خرده مالكي درآمد، براي تقسيم آب ناگزير بايد وسيله‌اي وجود مي‌داشت تا بتوانند آب را ميان مالكان تقسيم كنند بي‌آن‌كه اختلافي پديد آيد. مشخص نيست ازچه زماني ساعت آبي پديد آمده است اما مشخص است كه بايد زمان درازي بر اختراع و رايج شدن آن گذشته باشد. ساعت آبی با نام‌هايي همچون پنگو، تاس، بول، پياله،خابيه، خاويه، خُمه و . . . شناخته مي‌شود. این ساعت ­ها زماني بين سه دقيقه تا يكساعت را محاسبه مي‌كردند. ساعت‌های آبی به دو دسته قابل تقسيم هستند:

دسته‌ی اول آن‌هايی هستند كه آب از سوراخ كف آن خارج شده و با تخليه‌ي كامل آب، زمانی به دست مي آمد كه به آن يك خُمه مي‌گفتند. خُمه ساعت آبي منطقه‌ي نهبندان است. خُمّه ظرفي خمره­اي شكل بود از جنس مس يا برنج يا سفال. ته اين ظرف مقعر بود و در تحتاني ترين قسمت آن سوراخي قرار داشت. اندازه­ ي اين سوراخ يا منفذ به گونه­ اي بود كه وقتي خُمّه را پر از آب مي ­كردند. زمان تخليه آب حدود 28 دقيقه طول می كشيد .‍  ‍‎( در هر شبانه روز نيز حدود 40 دقيقه زمان مرده وجود داشته كه در واقع زماني براي پر كردن خمه ­ها محسوب می ­شده است. )

ديواره ی درون خُمّه دارا ي هفت خط يا هفت گل ميخ بود كه زمان تخليه شدن هر خُمّه را به هشت قسمت مساوي تقسيم مي­ كرد. هر قسمت را يك تش مي­ ناميدند. زماني برابر با 3.5 دقيقه. هر شبانه روز به دو تاقه و هر تاقه به 25 خُمّه تقسيم مي­شد. روستاهاي نهبندان، خوشاره و خونيك پايين از اين قاعده تبعيت مي‌كردند. دسته‌اي ديگر از روستاهاي منطقه‌ي نهبندان شبانه روز را به 48 خُمه تقسيم مي‌كردند كه زمان هر خُمه چيزي در حدود 30 دقيقه بود.

دسته‌ي دوم، ساعت‌هاي آبي هستند كه متشكل از يك جام و يك پياله هستند. فنجان در واقع كاسه­ اي مسين يا برنجي است كه در كف آن سوراخ ريزي وجود دارد. وقتي اين كاسه يا فنجان را بر روي سطح آب تاس بزرگ­تر قرار مي­ دهند. آب از سوراخ ته فنجان به درون آن نفوذ كرده و با پر شدن پياله و سقوط آن به درون جام زماني به دست مي‌آمد كه به آن يك پنگو يا يك فنجان گفته مي‌شد.

مثل فنجان كاخك كه زماني برابر با 6 دقيقه دارد. در درون اين فنجان، پنج خط وجود دارد كه فنجان را به شش قسمت مساوي تقسيم مي ­كند. هر قسمت در اصطلاح محلي يك دونگ ناميده مي­ شود، بنابراين هر دونگ برابر يك دقيقه است.

به‌نظرمي‌رسد كه خُمه يا خابيه مقدم بر پنگو باشد زيرا ساختي ساده و بدوي‌تر دارد و پنگو يا فنجان كه ساختي پيچيده‌تر دارد باید پس از خابيه ساخته شده و عمري كوتاه‌ترداشته باشد.


خُمّه يا خابيه يا ساعت آبی كاريزهای نهبندان



تاس و فنجان يا ساعت آبی كاخك. پياله‌های سبز نيز هركدام نشان دهنده‌ی يك نهر جاری هستند، تعداد نهرها برحسب سال‌های ترسالی و خشك‌سالی از 2 نهر تا 22 نهر متغير است.زمان پر شدن فنجان 6 دقيقه است.

                           

          ساعت آبی نهرين طبس

تاس قانون، از جنس هفت جوش است و به قول آقاي اخوان صفار، سفيدگر نهرين هيچ ابزاري نمي‌تواند روي فنجان قانون كار كند. كار ساخت و اصلاح پنگو برعهده پدر و پدر بزرگ آقاي اخوان صفار بوده و در وضع موجود پنگوي قانون در اختيار آقاي اخوان صفار است.

هر سال، چند روز مانده به اول حساب ( اول حساب در گذشته 17 اسفند و امروزه 15 اسفند است ) تاس‌ها را مي‌آوردندو آن‌ها را با تاس قانون روي آب مي‌گذاشتند. هركدام از تاس‌ها كه زودتر يا ديرتراز تاس قانون غرق می ­شد. آن تاس داراي مشكل بوده و سفيدگر موظف بود كه آن را اصلاح و براي اول حساب آماده كند. اگر تاس داراي مشگل اساسي بود، بايد تاس نو تهيه می ­كرد.البته ذكر اين نكته ضروري‌ست بر پايه‌ي گفته‌هاي آقاي اخوان صفار: تاس قانون بايد اندكي ديرتر از تاس‌هاي ديگر غرق شود. به اندازه‌ي زماني كه پنگو غرق مي‌شود، پنگوكش آن را از زير آب بالا آورده و به صورت وارونه تا پشت گوش بالا برده و سپس برسطح آب مي‌گذارد. یعنی زمان مرده­ ی فوق را حساب کرده و از زمان پنگو کم می­ کنند تااختلاف حسابی در هر شبانه روز و هر مدار پدید نیاید.


                    تاس یاپنگوی قانون که از فلز هفت جوش بوده و در اختیار آقای صفار، سفیدگر نهرین است


پنگو یا ساعت آبی ماه رمضان
در شهرطبس پنگو يا فنجان يا ساعت آبي وجود داشته، كه مورد استفاده‌اي در امر آب­ياري و تقسيم آب نداشته است. از اين ساعت آبی براي نگاه داشتن زمان در شب‌های ماه مبارك رمضان استفاده می شده است.
اين ساعت آبی همراه با 5 طبل كه وسايل نقاره‌زني بود از وقفيات مرحوم محمد باقرخان عمادالملك بوده كه در سال 1300 هجري قمري وقف بر طبل زني در شب‌هاي ماه مبارك رمضان شده است. از اين مجموعه براي بيدار كردن مومنين به وقت سحر و دانستن اين امركه چقدر به اذان صبح باقي‌مانده استفاده مي ­شده است. همان طور كه گفته شد: اجزاء اين وقف عبارت بودند از يك ساعت آبي، پنج طبل و يك توپ . به نظر مي‌رسد كه طبل زني در ماه مبارك رمضان در شهر طبس بايد از قدمت دیرینه­ ای برخوردار باشد و احتمالا مرحوم محمد باقرخان عمادالملك به آن نظم داده و موقوفاتي نيز براي اين امر خير برقراركرده است.


طبل های پنج گانه
بزرگترين طبل، نقاره ( نَقَره naqara ) نام دارد كه از بقيه‌ي طبل‌ها بزرگ­تر و سبك‌تر است. جنس اين طبل مسي‌ست. مي‌گويند: در گذشته جنس نقاره نيز هفت جوش بوده ( آلياژي از مس و نقرهو . . . ) اما از حدود 25 سال قبل به دلیل فرسودگی، جاي خود را به نقاره جديد داده كه از جنس مس است.
دوطبل ديگر كه اندكي كوچك‌تر بوده و از جنس هفت جوش هستند به نام « بَردست » و «سرنواز» خوانده مي­ شوند و هركدام صداي بخصوصي دارند. صداي سرنواز خيلي گيرا و بلند است ودر همه‌جا پخش مي‌شود. عوض كردن رِنگ‌ها يا نواها با سر نواز انجام مي ­شود.
دوطبل ديگر كه از بقيه­ ي طبل‌ها كوچك‌تر و هركدام به اندازه‌ي يك كاسه هستند با نام چاشني يا ( تِتِلِكّو tetelekku  ) شناخته مي‌شوند. دوچاشني توسط يك نفر نواخته شده و نوايش در واقع جوابي براي طبل‌هاي ديگر است.
هرسال در ابتداي ماه رمضان، پوست نو  بر طبل­‌هاكشيده مي‌شود. پوستي كه براي طبل‌ها انتخاب مي‌شود بايد پوست گاو باشد كه مقاومت و استحكام بيشتري دارند. چوبي كه براي زدن بر طبل‌ها انتخاب مي‌شود چوب انار است.
ساعت آبي نيز عبارت از دو جام مسي است. جام بزرگتر جامي كنده‌كاري شده است كه در زمان اجراي مراسم آن را پر از آب مي‌كردند.  جام كوچكتر يا پنگو. پنگو در واقع همان ساعت آبي‌ست كه زمان را با كمك او مشخص مي‌كرده‌اند.پنگو مثل همه‌ي ساعت‌هاي آبي، داراي روزنه‌اي در كف است . وقتي پنگو را بر سطح آب جام قرار مي‌دادند، آب به تدريج از سوراخ كف آن به داخل نفوذ كرده و با پر شدن پنگو و سقوط آن به كف جام به لحاظ زماني يك ساعت سپري شده بود. اين ساعت هم اكنون درموزه‌ي اداره‌ي اوقاف خراسان رضوي‌ست.
كاركردتوپ نيز اين بوده است كه در هر شب، دو نوبت آن را شليك مي‌كرده‌اند. توپ اول در افطار و به وقت اذان، تا مردم بدانند كه افطار شده و روزه‌يشان را باز كنند. توپ دوم به وقت اذان صبح و وقتي آخرين پنگو در جام سقوط مي‌كرد، توپ زده مي‌شد تا مردم بدانند اذان صبح است.
توپ را با لته latta ( پارچه کهنه ) و باروت پر مي‌كرده‌اند. اين توپ تا اول انقلاب مورد استفاده قرار مي‌گرفت، اما در اول انقلاب، كميته انقلاب اسلامي آن را ضبط كرد. مي‌گويند: توپ پاره شده و ديگر مورد استفاده‌اي نداشته است.
طبل زني يا نقاره‌زني مراسمي بود كه در شب‌هاي ماه مبارك رمضان و در سه نوبت انجام مي‌شد.اين مراسم هنوز هم به قوت خود باقي‌ست.
نوبت يا طبل زني اول در سه ساعت مانده به اذان صبح نواخته مي‌شود. زمان اجراي آن حدود پانزده دقيقه است. در پايان نوبت اول، براي مشخص شدن اين كه طبل اول است و سه ساعت مانده به اذان يك چوب بر طبل سر نواز نواخته مي‌شود. همانطور كه گفته شد صداي سرنواز گيرا و بلند است و در همه جا پخش مي‌شود. مردم با شنيدن صدا يا تك ضربه‌ي آخر در مي‌يابند كه سه ساعت مانده به اذان صبح.
طبل دوم، دو ساعت مانده به اذان صبح نواخته مي‌شود و در پايان دو ضربه با چوب به سرنواز نواخته مي‌شود. زمان طبل دوم نيز پانزده دقيقه است.
طبل سوم در يك ساعت مانده به اذان صبح نواخته مي‌شود و در پايان سه ضربه به سرنواز نواخته مي‌شود و مردم متوجه می­شوند که یک ساعت به اذان است و با پايان يافتن طبل سوم، كار طبل زني در آن شب به پايان مي‌رسد. طبل زن‌ها براي صرف سحري به خانه‌هاي خود مي‌روند تا شب بعد و طبل زني ديگري را آغاز كنند. در قديم كه ساعت وجود نداشت،براي مشخص كردن زمان اجراي طبل‌هاي سه‌گانه از ساعت آبي يا پنگو كمك گرفته مي‌شد و يك نفر مسئول كشيدن پنگو بود. پنگو كش از سر شب يعني اذان مغرب پنگو را بار مي‌كرد.عمل پنگو كشي از چند شب مانده به ماه مبارك رمضان آغاز مي‌شد تا معيار به دستشانبيايد كه از اذان مغرب تا اذان سحر بايد چند پنگو بار شود ( یعنی چند فنجان بر سطحآب گذاشته شود . ) . براساس تعداد اين پنگوها مشخص مي‌شد كه در پنگوي چندم بايدطبل اول نواخته شود و پس از آن به ازاء هر پنگو كه در جام سقوط مي‌كرد و دوباره آنرا بر سطح آب جام مي‌گذاشتند، طبل بعدي نواخته مي‌شد. تا به طبل سوم يا طبل آخر برسند.
باآمدن ساعت، كارها راحت‌تر شد. مي‌گويند: در ابتدا دو نفر در سطح شهر طبس ساعت داشتند.آقاي شجاع لشكر و آقاي ميروزاده. بعد از آمدن ساعت اگر احتمالاً پنگوكش در وسط كار پنگوكشي خوابش مي‌برد و پنگو در جام سقوط مي‌كرد و نمي‌فهميد، آن وقت عملاً زمان گم مي‌شد. در اين گونه مواقع يك نفر با عجله خودش را به در خانه‌ي يكي از ساعت‌دارها مي‌رساند و با پرسيدن ساعت، وضع زماني را مرتب مي‌كردند كه زمان زدن طبل‌ها برهم نخورد .

     

جام و پنگوي شب‌هاي ماه رمضان، زمان پر شدن اين پنگو حدود يك ساعت است و كاركرد آن مشخص كردن زمان باقی مانده تا سحر بوده است.


در پايان ماه رمضان، زماني كه ماه نو رويت مي‌شد وخبر توسط يكي از مراجع تاييد مي‌گرديد، بلافاصله بر بام كاروان‌سراي ميدان طبل شاديانه نواخته مي‌شد. با شنيدن صداي طبل شاديانه مردم از اطراف مي‌آمدند و جمع كثيري از اهالي، در اطراف كاروان‌سراي ميدان گرد مي‌آمدند. طبل شاديانه به مدت نيم ساعت نواخته مي‌شد. نوا در اين حالت شادتر بوده است.

مكان نواختن طبل‌ها تا قبل از زلزله سال 1357 برروي بام كاروان‌سراي ميدان امام و در سال‌هاي پس از زلزله و ويران شدن كاروان‌سرا بر روي بام حسينيه واقف نواخته مي‌شود. طبل‌زن‌ها چهار نفر هستند كه سه نفر آن‌هااز خانواده عاشوري هستند. آقاي حاج حسن عاشوري كه سرپرستي طبل‌زن‌ها را برعهده دارد مي‌گويد: طبل زني در خانواده‌ي ما موروثي‌ست و هفت پشت از اعضاي خانواده‌ي مابه اين كار مشغول بوده‌اند. وي چهار پشت از اعضاي خانواده را نام مي‌برد كه به اين كار اشتغال داشته‌اند:

محمد رضا قپونچي: جد خانواده

كربلايي غلام رضا عاشوري: پدر بزرگ

محمد حسين عاشوري: پدر

حاج حسن عاشوري:  فرزند

حاج حسن عاشوري مسئول زدن چاشني‌ست و پدرش آقاي محمد حسين عاشوري سال گذشته فوت كرده و بعد مرگ پدر، مسئوليت گروه به او واگذار شده است. وي مي‌گويد كار طبل زني را با نقاره آغاز كردم كه طبل سبك‌تري‌ست.

نفر چهارم عضو خانواده‌ي آقاي عاشوري نيست. آقاي عزيز الله طلوعي‌ نفر چهارم است كه سرنواز مي‌زند، آقاي طلوعي در گذشته مسئول كشيدن پنگو بوده و با خارج شدن پنگو از دور، براي اين‌كه از مجموعه خارج نشود، مسئوليت نواختن يكي از طبل‌ها را برعهده گرفته است.

 .




فهرست مطالب کتاب


فصل اول

کاریزها   ...................................................................................................11

کاریز فهالنج .....................................................................................  15

مسیر کاریز ..................................................................................  15

گردش آب یا تقویم آبیاری  ................................................................  18

واحد اندازه­ گیری زمان  ...................................................................  18

نظام حاکم برتوزیع آب  .....................................................................  18

تاقدار ...........................................................................................  19

جویبان .........................................................................................  19

بند آبی ........................................................................................  20

کاریزتشکانان  ...................................................................................  20

نهرین طبس  .....................................................................................  23

كاريزچشمه قنبر ..................................................................................23

كاريزچشمه طاهر  ...............................................................................25

كاريزجعفری ........................................................................................25

فصل دوم

چشمه­ ها  ................................................................................................27

چشمه كويجي ....................................................................................28

چشمه آب گرم مرتضی علی (ع)............................................................. 29

چشمه تنگل نياز ..................................................................................30

چشمه گنداب ....................................................................................  30

فصل سوم

بندها ........................................................................................................31

بند دره نياز يا تاق ازگ يا تاق شاه عباسی................................................ 33

سردر ................................................................................................36

بند سارها ..........................................................................................39

فصل چهارم

آب دالان ...................................................................................................41

چاه پاس ...........................................................................................43

فصل پنجم

نهر .........................................................................................................47

فصل ششم

روش­ های سنتی انتقال آب .........................................................................51

غلبه بربستري كه نفوذ پذيري آن زياد است  .............................................52

دوركردن آب از بستر شنی  ..........................................................52

رنگ كردن آب ............................................................................57

جوی نای .................................................................................59

غلبه بردره و مسيل  ..........................................................................59

راه حل اول  .............................................................................60

راه حل دوم (شتر گلو)  ..............................................................60

راه حل سوم ( ترناوه یا تاق )  ......................................................63

ترناوه يا تاق كم نگار  ..........................................................63

تاق متولی .......................................................................65

فصل هفتم

سازه­ های آبی مرتبط با نهرین طبس  .........................................................  69

آبشخور دام­ ها  ................................................................................70

آسیاهای آبی ..................................................................................70

دست ­آس ....................................................................................  71

خراس .........................................................................................  71

آسیا  ..........................................................................................  73

چرخ آب افقی..................................................................................74

چرخ آب عمودی................................................................................74

آسياي تنوره‌ای................................................................................75

آسياي ناوی....................................................................................75

آسيايچرخي....................................................................................76

آس­ باد ........................................................................................  81

ساختار معماری آس­ باد  .................................................................  82

بخش­ آب .......................................................................................85

یخدان یا یخچال ...............................................................................90

برف خوردن در سيزده نوروز ........................................................95

ذخیره کردن آب شرب  ...........................................................................  95

آب انبار .........................................................................................95

چاه سرد .......................................................................................98

آب انبار و نحوه‌ی تامين آب آن........................................................... 100

آب انبارهايي كه آب آن‌ها از طريق بارش باران تامين مي‌شود .......... 100

آب انبارهايي كه آب آن‌ها از طريق كاريز تامين مي‌گردد .................. 100

آب انبارها و كاركرد آن‌ها.................................................................. 100

آب انبارهاي خانگي................................................................. 101

آب انبارهاي عمومي................................................................ 102

آب انبارهاي عمومي، خصوصي.................................................. 102

آب انبارهاي مزارع ..................................................................102

آب انبارهاي كناره‌ي راه‌ها........................................................ 102

آب انبارها به لحاظ نماي خارجي و دست‌‌رسي به آب ............................ 102

آب انبارهاو شكل مخزن................................................................... 103

آب انبارهايي كه مخزن آن‌ها به شكل مكعب  يامكعب . . . است ...... 104

آب انبارهايي كه داراي دو يا سه چشمه هستند ........................... 104

آب انبار مسجد جامع كريت................................................................ 105

آب انبارهاي شهر طبس.................................................................... 106

آب انبارهاي نهر بازك .................................................................107

آب انبارهاي نهر ازگ................................................................. 108

حوض‌هاي داخل حصار............................................................... 113

آب انبارهايي كه سرپا هستند عبارتند از .......................................113

حوض‌هاي داخل حصار كه ويران شده‌اند عبارتند از .......................... 113

حوض‌هاو آب انبارهاي خارج حصار  ...............................................114

حوض‌هاي صحرايي................................................................... 115

ابزاربرداشت آب................................................................................117

كِلاك ( kelâk) ........................................................................... 117

اِشكِلًك ( eškelak) ..................................................................... 118

اوگاه ( owgâh) ......................................................................... 119

روشنايي آب انبارها ........................................................................120

وقف‌ها.........................................................................................120

لاي‌روبي آب انبارها.........................................................................122

آب اندازي آب انبارها........................................................................123

مصالح به‌كار گرفته شده در ساخت مخزن........................................... 123

مشاغل وابسته به آب انبارها........................................................... 124

فصل هشتم

گردش آب یا تقویم آبیاری ........................................................................125

آبِبوني  .......................................................................................127

بَل bal........................................................................................127

واحد اندازه گيري زمان ...................................................................130

تاس یا پنگو...........................................................................130

تاس يا پنگوي قانون ................................................................133

پنگو ياساعت آبي ماه رمضان................................................... 134

طبل­ های پنج­گانه  .........................................................134

طبل زني در شب عيد فطر و يا صبح روز عيد فطر.................. 137

فصل نهم

نظام حاکم بر توزیع آب ...........................................................................139

شوراي آب ..................................................................................140

مولف..........................................................................................140

تاقدار..........................................................................................143

پنگوكش ( Pengukas)  يا كيال .........................................................144

برو پای پنگو بپرس..........................................................................145

ميراب..........................................................................................146

جويبان.........................................................................................147

سفيدگر.......................................................................................147

مسیرهای نهر اج و بازگ  ..............................................................  149

نهر اج .......................................................................................  149

نهربازگ  ....................................................................................  151

فصل دهم

خواجه خضر .........................................................................................155

فصل یازدهم

مالکیت بر آب .......................................................................................159

الف :آب ملکی...............................................................................160

ب : آب وقفی.................................................................................160

ج : آب استیجاری...........................................................................161

فصل دوازدهم

اسناد مالکیت نهرین یا اسناد صادر شده توسط اداره ­ی ثبت و اسناد شهرستان طبس  . 171

فصل سیزدهم

دفتر آب نامه ........................................................................................177

حساب سياق...............................................................................178

فصل چهاردهم

وقف نامه ............................................................................................187

منابع شفاهي گزارش............................................................................251

كتاب نامه............................................................................................253

Tabasnahrein ...............................................................................  255


کتاب «افسانه ی باران یا باران خواهی در ایران»در تابستان 1394از چاپ خارج شده است


کتاب «افسانه باران یا باران خواهی در ایران» در 416 صفحه و قطع وزیری چاپ شده و قیمت آن دوازده هزار تومان تعیین گردیده است

حمید رضا خزاعی این کار تحقیقاتی را در یک دوره ی طولانی انجام داده است. این کتاب در قالب یک گزارش برای «مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی» ساماندهی گردیده و اینک در دسترس اهل کتاب قرار گرفته است

این کتاب در تمامیت خود به مراسم و مناسک باران خواهی می پردازد و ریشه های هریک از این آئین ها را در اساطیر و باورهای مردمان این سرزمین جستجو می کند. در این صفحه برای معرفی کتاب یکی از فصول کتاب انتخاب شده است تا چشم انداز یا دریچه ای باشد برای شناخت بیشتر کتاب


 

 

 

 

 سازه های آبی شگفت انگیز قاین

حمید رضا خزاعی

 

                                                                                     

کتاب«سازه های آبی شگفت انگیز قاین»در تابستان 1394از چاپ خارج شده است

 

کتاب «سازه های آبی شگفت انگیز قاین» در 176 صفحه و قطع وزیری چاپ شده و قیمت آن شش هزار تومان تعیین گردیده است

حمید رضا خزاعی این کار تحقیقاتی را در قالب یک گزارش برای «مرکز بین المللی قنات و سازه های تاریخی آبی» انجام داده و اینک در دسترس اهل کتاب قرار گرفته است

ا

فصل دوم

                                                                                        

کاریزها


در گذشته، آب در منطقه ی قاین دارای حرمت و ارزش بالایی بوده است. مردمان این منطقه اجازه نمی دادند حتی یک قطره آب در دسترس به هدر برود. کاریزها تماما دارای آب بند بودند. در زمستان ها که آب مورد نیاز نبود، آب بندهای کاریزها را می بستند و آب را در خود کاریز ذخیره می کردند. تقریبا بر روی تمام مسیل ها و آب های جاری سطحی بند بسته بودند و سیلاب ها را مهار می کردند. بر روی بسیاری از چشمه ها بندهای بارانداز ساخته بودند و آب چشمه را در فصولی که مورد نیاز نبود ذخیره می کردند. (بندهای آبی باراز و کُرُه بر روی چشمه ساخته شده اند. )
در شهرستان قاين 204 كاريز جاري وجود دارد. برپایه ی اطلاعات موجود در آب منطقه ای استان خراسان جنوبی آبدهي اين كاريزها بر روي هم در طول سال برابر با 9826270 متر مكعب آب است که با كمترين هزينه ي ممكن (هر چند سال يكبار لايروبي كردن كوره¬ها) با پاي خود به سطح زمين می آيد.
بر طبق فرضيه¬ي گوبلو، كاريز به وسيله معدن كاران آكادي ابداع شده است. اين معدن كاران به دنبال سنگ معدني مس، كوه های زاگرس را می كاويدند كه با برخورد به سفره¬هاي آب زيرزميني دچار مشكل شده اند. آن ها اين مشكل را با ايجاد زهكش در كف گالری های معدن حل كرده و به طور تصادفی به تكنيك كاريز دست يافته اند. ايجاد كاريزهاي تصادفي حداكثر به اوايل هزاره اول پيش از ميلاد باز مي گردد1. كاريز معدن قلعه واقع در شهرستان طبس يكي از نمونه های روشن اين نوع از كاريزهاست ساخت اين كاريز را به شداد نسبت می دهند. اين كاريز تماما در سنگ بريده شده و زهكش معدن روي است و در گذشته ی بسيار بسيار دور اين معدن مورد بهره برداري قرار داشته.
كتيبه های سارگون دوم (722 – 705 ق .م) پادشاه آشور اولين منبع مكتوبي است كه از كاريز (قنات) به عنوان منبع تامين آب يك سكونت¬گاه انساني نام می-برد. پادشاه آشور درسال 714 ق.م شهر اولهو در شمال غربي درياچه اروميه را مورد تهاجم قرار داد و با دست يابي به مجرا و مظهر كانال آبياری شهر و مسدود ويران كردن آن، شهر را به تصرف در آورد2.
در روزگار هخامنشيان، بخصوص در دوره¬ي داريوش كبير (486 – 521 ق .م) اوج شكوفايي و اقدامات آبياري و حفر كاريز در سرتاسر فلات ايران به شمار می-رود. به امر شاهان هخامنشی آن كس كه كاريزي حفر مي¬كرد و آب به سطح زمين می آورد. ماليات پنج نسل بر او بخشيده می شد.3
و خراسان به دليل قرار گيری در اقليم گرم و خشك و محدود بودن منابع سطحی. شكل گيری زندگی در جای جای آن بر پايه ی منابع تحت الارضی و حفر كردن كاريزها بوده است

.

کاریز شاهیگ
كاريز شاهيگ با فاصله ی تقريبي دو كيلومتری، در جنوب شهر قاين واقع شده است. مادر چاه اين كاريز در دامنه ی قلعه كوه و عمق آن حدود 18 متر است. طول تقريبی آن حدود يك كيلومتر و تعداد ميله چاه های آن 20 حلقه است.
در بالادست مادر چاه دو بند خاكي بر سر راه سيلاب های بهاره ايجاد كرده اند. در درون اين بندها چاه هايی وجود دارد كه بخش اعظم سيلاب ها را در دل خود جای می دهد و باعث تغذيه ی سفره ی آب زيرزمينی و آب دهی هر چه بيشتر كاريز می گردد


سابقه ی تاریخی
كاريز شاهيگ قدمتی ديرينه دارد، مردم بر این باورند که کاریز شاهیگ را طاهر آب¬شناس ساخته و پرداخته است. و در این رابطه داستان یا افسانه ای بر سر زبان هاست. می گويند: طاهر آب شناس، شاگردی داشت به اسم شاهيگ. می گويند: طاهر زمان درازی بود كه در كاريز كار می كرد و كاريز همچنان خشك بود. شاهيگ از خشكی كاريز دل تنگ بود و گاه و بی گاه از استاد خود می پرسيد: «پس كی به آب می رسيم؟ »
طاهر می گفت: « به زودی، يك نيش كلنگ با آب فاصله داريم. »
يك نيش كلنگ، يك نيش كلنگ. زمان درازی گذشته بود و هنوز آبی در کاریز جریان نداشت. شاهيگ معنی كار طاهر را درك نمی كرد، نمی دانست آبی وجود دارد یا نه، اگر هست چرا جاری نمی شود و اگر نیست چرا طاهر بیهوده وقت خود و دیگران را تلف می کند و پرسش هایش یا بی جواب می ماند یا جواب های دو پهلو و گنگ دریافت می کند. شاهیگ وقتی از طاهر آب شناس ناامید شد، ناچار به زن طاهر آب شناس متوسل  شد و راه چاره را  از او خواست.
شب هنگام، شاهيگ به بام خانه ی طاهر رفت و گوش بر سوراخ سقف گذاشت.
تا صحبت زن و شوهر را بشنود. زن از شوهر پرسيد : « اين نيش كلنگ، كه می گويی كي به آب می رسد؟ اگر آبی نیست، چرا بندگان خدا را امیدوار نگاه می داری؟ »
طاهر اول طفره  رفت اما زن آنقدر اصرار  كرد تا طاهر به زبان  آمد: « به آب رسيده ايم ميان ما و آب يك نيش كلنگ بيشتر فاصله نيست. در ته کاریز سنگی هست، آب خيلي زيادي پشت سنگ است، می ترسم اگر ضربه ناجور باشد كشت و بست شود. بايد اول جادادی برای آب درست كنم و بعد سنگ را مثل تيله وربچينم تا شكافي باريك باز شود و هجوم آب به جايي آسيب نرساند. »
شاهيگ همه ی حرف های استاد را  شنيد. همان شبانه ريسمان و چراغ و كلنگ برداشت و رفت به پای كار . پاها را جلو و عقب گذاشت و كلنگ را با همه-ی قدرت فرود آورد. آب فواره زد، خورد به تخت سينه شاهيگ و او را غلتاند. صبح كه مردم از خواب بيدار  شدند.  ديدند كه همه ی كشمون ها در زير آب است و جنازه ی شاهيگ بر روی آب.
می گويند: « كاريز شاهيگ به دريا خورده است و آب با خودش از دريا ماهي آورده است. » اين قصه ی ساخت كاريز بود.
می گويند: « در دوره های بعد نقبی از قلعه كوه در سنگ بريدند كه قلعه كوه را به كاريز شاهيگ متصل می كرد. این راه هنوز کشف نشده و در همان حد افسانه باقی مانده است. »
اما در هزار توی کاریز، کوره های مسدود شده ی فراوانی این جا و آن جا بر سر راه قرار دارند و جلو آن ها سنگچین شده اند، وجود این کوره ها، شاید تاییدی بر این افسانه باشند. می گويند : هولاکو خان مغول براي تصرف قلعه کوه، اول كاريز شاهيگ را ويران كرد. پس از ويران شدن كاريز، قلعه كوه سقوط كرد.


ساختمان کاریز و کارکرد اجزاء آن
كاريز شاهيگ در دل زمين به هزار تويی می ماند كه هی پيچ می خورد، به چپ می رود، به راست می آيد و وقتی در درون کوره ی کاریز حرکت می کنید، به تعداد زيادي  تونل يا كوره های انحرافی برخورد می کنید كه درون همه ی آن ها سنگ چين شده اند.
به راستی استاد مقنی در دل زمين در جستجوی چه بوده است . اين همه پيچ، اين همه كوره های مسدود شده و سنگ چين شده دارای چه كاركردی بوده اند؟
می¬گويند: « استاد مقنی در موقع حفر كاريز، فقط خاك ها را به بالا می¬داده و سنگ ها را نگه میداشته است. و با كمك همين سنگ ها، كوره های خرابه را سنگ چين می كرده است. » وقتی درون كوره های كاريز حركت می کنی بی-اختيار به ياد شاهيگ و سرگردانی او می افتی. افسانه می گويد: كار طاهر بی-دليل نبوده است و واقعيت های موجود نيز آن را تاييد می كند. ايجاد اين همه كوره های انحرافي و سنگ چين شده دلیل بر عمر طولانی کاریز و راهی برای جلوگيري از گريز آب به وقت بستن آب بند كاريز است. می گويند: وقتی آب بند كاريز را می بندند بعد از دو هفته، آب از لابه لای سنگ چين كوره های انحرافی به راه می افتد. پس کوره های سنگ چین شده، کوره های ویران و از دور خارج شده نیست. کوره هایی است که برای جلوگیری از فرار آب ساخته شده اند.
حدود 800 تا 900 متر كه از مظهر كاريز رو به مادر چاه جلو بيايی، به آب بند كاريز يا قفل ها می رسی. ديواري كه با آجر و ساروج بالا آمده است. آجرها ابعاد 5 در 26 در 46 سانتيمتر دارند. شاید يادگاري از دوران قبل از اسلام، چنانچه کارشناسان میراث فرهنگی می گویند: در دوران اسلامی چنین خشت هایی مورد استفاده قرار نداشته اند. در دل اين ديوار سه ناي سفالی به قطر 18 و 14 سانتيمتر قرار داده شده اند. فاصله ی هر نای از نای پايين تر از خود حدود يك متر است. نای سوم در زير لای و رسوب کف کوره گم شده است. برای آب بند از دو قفل بالايی استفاده می شود.
در شانه ی چپ آب بند، حفره ای در ارتفاع دو متری و نزديك به سقف ايجاد شده كه راه ارتباطی ميان مخزن آب بند و كوره ی كاريز است (در بسياري از كاريزها راهی كه دو سوی آب بند را به هم متصل كند وجود ندارد. برای بستن آب بند بايد از چاه بالادست وارد شوند و برای باز كردن آن از چاه پايين دست .) در زير حفره بر روی ديواره ی كوره جا پا كنده شده است. بايد دست هايت را بر  لبه ی حفره بگيری. پا در جاپاها بگذاري و خودت را بالابكشی به اتاقكی می رسی كه محل گذاشتن چوب های درون قفل ها يا گَلِ بند(  gale band  ) است. انتهای ديگر اين اتاقك به درون مخزن آب بند راه دارد.
تا زمانی كه پایین ترین قفل آب بند باز نشده است امكان ورود به داخل مخزن وجود ندارد. در درون مخزن نيز هزار تويی پیج در پيچ وجود دارد. دالانی نسبتا بلند که به تخته سنگي بزرگ ختم می شود. تخته سنگی که راه پيشروي را بسته است. اطراف تخته سنگ را خالي كرده اند. آب از اطراف تخته سنگ مي جوشد.
در چپ و راست این دالان كوره ها يا نوبرهایی حفر شده اند، که کارکرد آن ها افزایش میزان آبدهی کاریز و در عین حال افزایش مخزن برای زمان ذخیره کردن آب. هر كدام از این کوره های انحرافی دارای نامی هستند.كه عبارتند از :
نوبر قلعه كوه،  نوبر لاخ، نوبر دره بند شاهيگ، نوبر پوزه ي اول
هر سال در ابتدای چله ی بزرگ زمانی كه ديگر آب مورد استفاده نيست، قفل-های آب بند را می بندند. نحوه ی بستن قفل ها به اين ترتيب است كه چوب های تراشيده شده ی عناب يا سنجد را كهنه پيچ می كنند و در درون نای های سفالی قرار داده و آن ها را محكم می كنند. با بستن نای ها آب پس می زند و به مرور در درون هزار توی مخزن بالا و بالاتر می آيد. میگويند: دو هفته ای كه از بستن قفل ها می گذرد. آب از لابه لای سنگ های چيده شده در نوبرهای خرابه، شروع به جوشش می كند. نوبرهای
خرابه تا پوزه ی كوه و تا دل سنگ ها امتداد يافته. اين نوبرها در واقع زه كش مخزن هستند و فرار آب از مخزن را مستقيما به درون كاريز هدايت می كنند. نوبر خرابه حدود 30 متر پايين تر از محل آب بند واقع شده است.

    

    

مسیر کاریز
کاریز شاهیگ کاریزی کم پشت است. مسیر کوتاهی از مادرچاه تا مظهر را طی می کند. این مسیر همانطور که پیش¬تر از این گفته شد:  طول تقريبی آن حدود يك كيلومتر و تعداد ميله چاه های آن 20 حلقه است.
مادر چاه آن در دامنه ی قلعه كوه واقع شده و عمق آن حدود 18 متر است. در بالادست مادر چاه دو بند خاكی بر سر راه سيلاب های بهاره ايجاد كرده اند. در درون اين بندها چاه هايی وجود دارد كه بخش اعظم سيلاب¬ها را در دل خود جای می¬دهد و باعث تغذيه¬ی سفره¬ی آب زيرزمينی و آب دهی هر چه بيشتر كاريز می¬گردد. اما در یکی دو دهه¬ی اخیر اداره منابع طبیعی در درون بخشی از  بند بزرگ کاریز اقدام به درختکاری کرده که عملا ساختار بند دچار به¬هم ریختگی شده و کارکرد اولیه¬ی خود را از دست داده است. کاریز در طی مسیر خود تا مظهر از زیر بزرگ راه قاین بیرجند عبور می¬کند که در واقع کمربندی قاین و جاده های ارتباطی کمربندی به جاده قاین-بیرجند و خود جاده قاین –بیرجند عبور کرده و به سمت مظهر ادادمه مسیر پیدا می¬کند در سال¬های اخیر صاحبان آب تلاش کرده¬اند در مسیر منتهی به مظهر مسیری قدیمی که به نظر می¬رسیده از سلامت بیشتری برخوردار است را بازگشایی کنند. مسیر قدیمی را آماده سازی¬های لازم بر روی آن انجام می¬گردد و آب را وارد مسیر قدیمی می¬کنند اما آب ناچیزی در مظهر ظاهر می¬شود و هرچه منتظر می¬مانند که آب افزایش پیدا کند این اتفاق نمی¬افتد و به ناچار مسیر قدیمی را دوباره مسدود کرده و آب را به مسیر اولیه¬ی خود باز می¬گردانند.



یکی از چاه های کاریز که به شدت واریز کرده و رفت و آمد به درون کوره های کاریز از طریق آن انجام می گیرد

گردش آب یا تقویم آبیاری
مدار يا گردش آب در كاريز شاهيگ بر 15 است. همان طور كه پيش¬تر از اين گفته شد در اول چله¬ی بزرگ قفل¬های آب بند كاريز بسته می¬شوند.
باز كردن قفل بالا در اواسط يا اواخر چله¬ي كوچك انجام مي¬گيرد. متغيير بودن اين زمان به خوبی يا بدی سال نگاه می¬كند. زمان بازكردن اولين قفل، ابتدای سال زراعی است. معمولا در بهمن ماه و پيش از بازكردن قفل¬ها بايد جايگاه هر شبانه روز در مدار مشخص شود.
آب در بهمن ماه بيجه می¬خورد. مراسم بيجه انداختن يا بيجه خوردن به ترتيب زير انجام می¬گيرد. هر شبانه روز فردی را به عنوان مادر جمع يا سالار انتخاب می¬كند. (معمولا سالار كسی است كه بيش از بقيه آب دارد و در ميان صاحبان آب مورد اعتماد است). سالارها درمحل خاصي جمع می¬شوند و مراسم تير بيجه يا بيجه بخش انجام می¬گيرد. در گذشته هر سالار علامت يا نشانه¬ای خاص خود را داشت. پانزده كپه¬ی خاك درست می¬كردند و در زیر هر کپه خاک، علامت یکی از سالارها را قرار می¬دادند.
در مرحله¬ی بعد، كسی كه در مسئله تقسیم آب ذی نفع نبود و موقع گذاشتن علامت¬ها در زير کُپه¬های خاک حضور نداشت به جلسه می¬آوردند. يك نفر با صدای بلند اعلام می¬كرد: «اول مدار. »
فرد دست روی يك كپه خاك می¬گذاشت. علامت هر سالار كه از زير كپه خاك بيرون می¬آمد او اول مدار بود و به همين ترتيب جايگاه بقيه سالارها نيز در مدار مشخص می¬گرديد.
سال زراعی معمولا بر حسب نوع كشت به سفيد بر يا زينه و سبز بر يا ولگار تقسيم می¬شود. معمولا سال زراعي در اراضي پای آب كاريز شاهيگ از اول اسفند با كشت سفيد بر آغاز و تا 90 روز بعد از عيد تداوم می¬يابد. نود روز بعد از نوروز كشت سفيد بر ديگر نيازی به آبياری ندارد و آب به كشت سبز بر می¬رود. به مدت سه ماه يعنی تا روز اول مهر ماه آب صرف آبياری كشت سبز بر يا ولگار می¬شود.
در اول مهر ماه آب از كشت سبز بر قطع و دوباره به كشت سفيد بر برده می-شود. اصلی ترين محصولی كه در اين دوره نياز به آبياری دارد كشت زعفران است. سطح وسيعي از اراضي پای آب به كشت زعفران اختصاص پيدا كرده و براي آبياری همه¬ی اين اراضي نيازمند به افزايش دبی كاريز هستند. برای افزايش دبی، قفل دوم آب بند در اول مهر باز می¬شود. با باز شدن قفل، آب با حجمی افزون بر حالت عادی جريان يافته و كشاورزان به راحتی می¬توانند تمامی اراضی زير كشت زعفران خود را آبياری كنند. باز كردن قفل دوم آب بند كاريز به معنی آن نيست كه گَلِ بند كاملا از مجرا خارج شود. بلكه گَلِ بند را به گونه¬ای در درون مجرا تنظيم می¬كنند كه آب همواره با حجم معيني خارج شود. مسئول قفل هر چند روز يك بار به قفل مراجعه و خروج آب را تنظيم می¬كند.


واحد اندازه گیری زمان
واحد اندازه گيري يا سنجش زمان در گذشته بل بوده است (بل در اصطلاح محلی همان فنجان است يا ظرفی از جنس مس و يا برنج كه آن¬را بر سطح آب می¬گذارند. آب از سوراخ كف بل به داخل بل نفوذ كرده و پس از پر شدن، بل به درون آب تاس سقوط می¬كند.) هر بل به لحاظ زمانی برابر 22.5 دقيقه است. زمان اين بل باتوجه به بل¬های موجود در سطح منطقه¬ی قاين و بيرجند كه زمانی بين 3 تا 12 دقيقه دارند از همه بزرگتر بوده و بيشتر شبيه به خمه يا خابيه¬ی رايج در منطقه¬ی نهبندان است( و اين شايد يكي از دلايل قدمت و ديرينگي كاريز شاهيگ باشد. نسبت دادن حفر كاريز به طاهر آب شناس نيز تاييد ديگری بر اين قدمت است).
همان طور كه پيش¬تر از اين گفته شده هر مدار متشكل از پانزده شبانه روز است
هر شبانه روز  = دو تاقه
هر تاقه         = دو نيم ره
هر نيم ره      =   15.5 بل
هر بل          =   6 سرگ
هر سرگ      =   سه دقيقه و 45 ثانيه است.
قابل ذکر است که مدار چرخشی بوده و کسی که در مدار اول در روز آب خود را تحویل گرفته در مدار بعد آب خود را در شب تحویل خواهد گرفت و به این ترتیب اختلاف زمانی میان شب روز حل می¬شود. یعنی اگر به لحاظ اختلاف شب و روز در تابستان در این مدار آب بیشتری دریافت می¬کرده در مدار بعدی که آب خود را در شب دریافت می¬کرده آب کمتری در اختیار داشته است. در وضع موجود قاعده¬ی تاقه¬ی شب و روز هنوز برقرار است اما صاحبان آب، آب خود را از روی ساعت تحویل می¬گیرند و اختلافی پیش نمی¬آید.


نظام حاکم بر توزیع آب
اين نظام داراي سلسله مراتبی خاص بوده و دست اندركاران توزيع آب هركدام داراي جايگاه و مرتبه¬ای خاص بوده و وظايفی تعريف شده را بر عهده داشته¬اند. البته بايد توجه داشت كه در چند دهه¬ی اخير پاره¬ای از مشاغل يا مسئوليت¬ها از مجموعه حذف و یا نقشي تشريفاتی پيدا كرده¬اند.


میراب
ميراب کسی است كه حساب و كتاب سهم آب هر مالك را در اختيار داشته و مسئول اجرای دقيق آب نامه يا طومار آبياری است.
ميراب معمولا از ميان افراد سرشناس انتخاب شده و مورد اعتماد همه¬ی صاحبان آب است. وی اشراف كامل بر كل نظام تقسيم آب دارد. تك تك اعضاء را می¬شناسد و نسبت به سهم هر كدام اطلاع دقيق دارد. تمامی تغييرات احتمالی اعم از خريد و فروش و. . . قبل از همه به اطلاع او می¬رسد و در جريان همه¬ی امور قرار دارد. در ابتدای هر سال زراعی و پيش از باز كردن قفل¬ها، مالكان آب در هر شبانه روز، يك نفر را به نمايندگی از طرف جمع به عنوان سالار به ميراب معرفی می¬كنند. ميراب جلسه¬ای را تشكيل داده و پانزده سالار به نمايندگی از طرف پانزده شبانه روز در آن شركت كرده و يا تير بيجه جايگاه هر سالار در مدار مشخص می¬گردد. پس از مشخص شدن جايگاه هر سالار. ميراب موظف است كه جايگاه هر سالار و ابواب جمعی او را در دفتری ثبت و به تاييد سالارها برساند. اين دفتر در نزد ميراب باقی می¬ماند. برای حل و فصل اختلافات احتمالی.


کیال
كيال كسی است كه در گذشته، زمان را پيمانه می¬كرد و آب را در سر مزرعه تحويل صاحب آب می¬داد. در كاريز شاهيگ كيال همان سالار بود و يا فرد ديگری كه توسط سالار و به صلاح¬ديد ديگر مالكان انتخاب می¬شد. در وضع موجود پيمانه كردن زمان به كلی فراموش شده و سالار تقسيم آب را براساس ساعت انجام می¬دهد.


سالار
سالار نماينده يك شبانه روز آب است و اين نمايندگی را  به يكی از چهار صورت زير كسب كرده است:
-     مالك يك شبانه روز آب است.
-     خرده مالك است و كمبود آن تا يك شبانه روز را اجاره كرده است.
-     خرده مالك است و دیگران او را به عنوان نماينده خود معرفی كرده¬اند.
-    خرده مالک است و از دیگر مالکان آب بیشتری دارد.


پاکار
پاكار در واقع رابط ميان ميراب و سالارها بوده است. در وضع موجود با كمرنگ شدن نقش ميراب. نقش پاكار به كلی از ميان رفته است.


ارزش آب
در وضع موجود هر تاس آب که عبارت از 23 دقیقه است حدود 6 میلیون تومان خرید و فروش می¬شود اما اجاره¬ی سالانه¬ی آن حدود 40 هزار تومان است.


مراسم آئینی کاریز
كاريز شاهيگ داراي مراسم آئيني خاصي است كه پاره¬اي از آن¬ها در هر سال زراعي به اجرا در مي¬آيد و پاره¬اي ديگر خاص زمان و موقعيتي ويژه است.
در پايان هر سال زراعي و پس از بستن قفل آب بند در اول چله¬ی بزرگ، مراسم جوی روبی به مدت پنج روز انجام می¬گيرد. كاريز شاهيگ داراي پنج شاه جوی است. پس از بستن قفل¬ها از هر شبانه روز 2 نفر می¬آيند و در هر روز يك شاه جوی لايروبی می¬شود.
هر هفت سال يك بار از مظهر كاريز تا مادر چاه لايروبی می¬شود. اين كار به سرپرستی استاد مقنی كه در اصطلاح محلی چاخو ناميده می¬شود، انجام می-گيرد.
هر سال در ميانه¬ی چله¬ی كوچك و به وقت باز كردن قفل بالای آب بند، در مظهر كاريز گوسفندی را در جلوی پای آب قربانی می¬كنند.



     مظهر قدیم کاریز شاهیگ             




                       موقعیت کاریز شاهیگ و شهر قاین




        


منابع


1-    مجموعه مقالات قنات/ جلد اول/ چاپ 1379/ ناشر: شرکت سهامی آب منطقه¬ای یزد/ مقاله: نقش قنات در شكل گيري تمدن¬ها/ ص 10
2-    مجموعه مقالات قنات/ جلد اول/ چاپ 1379/ ناشر: شرکت سهامی آب منطقه¬ای یزد/ مقاله: بررسی ابعاد تاريخي ص 45
3-    مجموعه مقالات قنات/ جلد اول/ چاپ 1379/ ناشر: شرکت سهامی آب منطقه¬ای یزد/ مقاله: بررسی ابعاد تاريخي ص 45



فهرست مطالب


فصل اول
تاریخ قاین  .........................................................................................  9
وجه تسمیه  ....................................................................................  11
آثار باستانی  ...................................................................................  11
مسجد جامع قاين  ............................................................................  11
شهرهای باستانی قهستان  ..............................................................  16
شهر قارن  .....................................................................................  16
شهر فارس  ...................................................................................  17
شهر یزدان (هفتاد کاریز)  ..................................................................  17


فصل دوم
کاریزها  .....................................................................................................  19
كاريز شاهيگ  ...........................................................................  21
سابقه تاريخي  ..........................................................................  21
ساختمان كاريز و كاركرد اجزاء آن ................................................... 22
مسیر کاریز  .............................................................................  24
گردش آب يا تقويم آبياری  ............................................................  25
واحد اندازه گيری زمان  ..............................................................  27
نظام حاكم بر توزيع آب  ...............................................................  27
ارزش آب  ................................................................................  29
مراسم آئينی كاريز  ...................................................................  29
كاريز اسفشاد  .........................................................................  32
سابقه تاريخي  .........................................................................  32
ساختمان كاريز و كاركرد اجزاء آن  .................................................  33
مسیر کاریز  .............................................................................  34
گردش يا تقويم آبياری  ................................................................  35
واحد سنجش زمان  ..................................................................  36
نظام حاكم بر توزيع آب  ...............................................................  37
تاس دوانی  .............................................................................  38
سر استونی  ...........................................................................  38
دشتبان یا داروغه  .....................................................................  38
سلمانی و حمامی و آهنگر  ........................................................  39
آب¬بند  ..................................................................................  39
بند شخ  ..................................................................................  41
گوراب  ....................................................................................  42


فصل سوم
سد یا بند  ........................................................................................  45
بندهايي كه بر سر راه سيلاب¬ها ساخته شده¬اند  ................................  47
افسانه ی کُندر پادشاه  .......................................................................  48
افسانه ی بند بربر  ..............................................................................  51
بند روشك  ........................................................................................  53
بند بيهود  ..........................................................................................  56
بند خشك يا بند آغول ...........................................................................  60
بند غربال يا بند ورزگ  ..........................................................................  62
بند فخران و بند سردوان  ......................................................................  65


فصل چهارم
بندهاي بارانداز  ..................................................................................  69
بند كٌرٌه  ....................................................................................  70
وجه تسميه روستا  ....................................................................  70
جایگاه اجرای مراسم  .................................................................  71
مراسم آئينی  ...........................................................................  73
مراسم اول  ..............................................................................  74
عناصر تشکیل دهنده¬ی این آیین  .................................................  74
مراسم دوم  ..............................................................................  75
عناصر یا اجزاء آئین  ....................................................................  76
ساختمان بند و كاركرد هر يك از اجزا آن  .........................................  76
گردش آب يا تقويم آبياری  ............................................................  80
واحد اندازه گيري زمان  ..............................................................  81
آب بند  ...................................................................................  81
لشت بند  ...............................................................................  81
قله¬ی چنار  ...........................................................................  81
نيم¬روز  ................................................................................  81
بند آبی باراز  ...........................................................................  85
بند خاكی  ..............................................................................  85
بند بالون پير  ...........................................................................  85
بند آبی  .................................................................................  86
بند تجنود  ...............................................................................  92
سرريز بند  ..............................................................................  93
ابعاد بند  ................................................................................  93
مصالح  ..................................................................................  93
باورها و خاطرات  .......................................................................  94
دلايل پايان نيافتن كار  .................................................................  94
آب¬بند کاریزها  ........................................................................  98


فصل چهارم
مصاحبه با مقنی¬ها  ...........................................................................  103
هوا رسانی به¬چاه¬های درحال حفر در گذشته¬های دور و نزدیک  ...............  104
حاج علی اکبر سید زاده  ...............................................................  104
غلام¬رضا عباسی  .......................................................................  106
پیوست  .............................................................................................  155
نهبندان: عزت الله عطایی  ..............................................................  156
خواف: خان آقا زنگنه و کریم اسماعیل زاده  ..........................................  159
جوپار: امرالله گوهر ریزی  ...............................................................  162
Marvelous Water Structures  .........................................................  169